فطيس و ابو عبد اللّه بن عياش و احمد بن محمد بن حدير و محمد بن حفص بن جابر و احمد بن حزم پدر فيلسوف شهير ابن حزم بودند . احمد بن سعيد بن حزم توانمندترين و مقربترين وزراى او بود . او را در سال 381 ه پيش از ديگر وزرايش به اين مقام برگزيده بود و چنان به دو اعتماد داشت كه در برخى مواقع كه از پايتخت دور مىشد او را جانشين خود مىساخت و انگشترى خويش به او مىسپرد . ظاهرا چون ابن حزم به اوج قدرت خود در تصرف در امور رسيد باد غرور در دماغش افتاد و از او كارهايى سرزد كه ابن ابى عامر با او دل بد كرد و از وزارت معزولش ساخت و او را براى سركشى به يكى از ايالات غربى فرستاد . ولى پس از چندى به مسند وزارت بازش گردانيد ، زيرا خود را نيازمند رأى و انديشهء او مىديد . ابن حزم از اكابر اهل علم و بلاغت بود « 10 » . يكى از دبيران المنصور ، عيسى بن سعيد القطاع بود . عيسى از دبيران ديرين او بود و از زمان حكم المستنصر در شمار ياران او به حساب مىآمد . پس در سايهء حمايت او به بالاترين مقام رسيد . علاوه براين از خواص و رفقاى او در مجالس انس بود ، چنان كه در ميانشان رسم تكلف برافتاده بود . ديگر از دبيران المنصور ، ابو مروان عبد الملك بن ادريس الخولانى و خلف بن حسين بن حيان پدر ابن حيان مورخ اندلسى بود . وزيران و دبيرانى با اينچنين خصال و سجايا خود در موفقيت ابن ابى عامر در اصلاح امور و ارتقاى احوال ، نيك مؤثر بودهاند . وزيران و دبيران او بيشترشان به خاندانهاى اصيل كه نسل در نسل صاحب مناصب بودهاند ، چون آل شهيد و آل عبده و آل جهور و آل فطيس و آل حدير كه اركان دولت اموى را طى سالها برپاى داشته بودند ، منتسب بودند . برخى از اين وزيران را با المنصور محمد بن ابى عامر علايق دوستى بود و او را كه خود دوستار شعر و ادب بود در مجالس انس و شراب به اشعار و لطايف و ظرايف خويش سرگرم مىداشتند . يكى از اينان عبد الملك بن شهيد بود و يكى ابو عبد اللّه بن عياش و ديگرى عيسى بن سعيد . از كسانى كه در ايام حاجبى او با او مراودت داشته بود بعد از مصحفى ، على بن جعفر بن حمدون الاندلسى و سردار سپاه غالب بن عبد الرحمان بود كه هم سپهسالار لشكر بود و هم حاجب دربار ،
هامش
( 10 ) . ابن الابار ، اعتاب الكتاب ، نسخهء خطى اسكوريال ، برگهاى 53 و 54 .