تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
دوردست خويش از او استفاده كند . صبح نيز او را فرونمىگذارد و اعتماد خود از او نمىگيرد ، محمد بن ابى عامر براى صبح مردى است نيرومند كه او را فريفتهء صفات و سجاياى خود چون قدرت روحى و كفايت سرشار خويش كرده است . همهء اميد صبح به اوست و اوست كه مىتواند پسر خردسالش را بر تخت فرمانروايى نگهدارد . هنوز ديرزمانى از ولايت هشام نگذشته بود كه حاجب پدرش جعفر بن عثمان المصحفى را حاجب خود ساخت و در همان وقت محمد بن ابى عامر را از مديريت شرطه به وزارت ارتقاء داد و او را در ادارهء مملكت معاون جعفر بن عثمان نمود « 13 » . بدين انتصاب ، محمد بن ابى عامر در راندن امور مملكت با جعفر بن عثمان انبازى يافت . هيچ‌يك از رجال دربار و دولت به اين انتصاب اعتراض نكردند جز خود جعفر . او با انتصاب محمد بن ابى عامر به عنوان معاونش حوزهء قدرت خويش را تنگ ميدان مىيافت و با آن همه خدمت كه كرده بود اينك پاداشى ناشايست مىگرفت . از ديگر سو در وجود محمد بن ابى عامر بخصوص رقيبى وحشتناك مىديد كه داراى منظور و هدفى آزمندانه است . ازاين‌رو ميان آن دو در عين سكوت يك رقابت و كشمكش عنيف درگرفت كه بدون شك نتيجهء مطلوبى نمىتوانست داشته باشد . محمد بن ابى عامر خواه به سبب يك سلسله مواهبى كه نصيبش شده بود و خواه به دليل قدرت اراده و قوت نفسانىاش از جعفر بن عثمان بدون ترديد نيرومندتر بود . علاوه بر آن پشتيبانى چون صبح داشت . اين پشتيبانى صبح تنها به سبب عشقى نبود كه از سالها پيش در دل و جانش شعله مىكشيد ، بلكه بدان سبب هم بود كه درنظر صبح محمد بن ابى عامر تنها مردى بود كه با قدرت و لياقت مىتوانست فرزندش را حمايت كند و امنيت و آرامش و آسايش را در مملكت برقرار سازد . محمد بن ابى عامر در حقيقت سرور مطلق بود . صبح زمام همهء امور را به دست او داده بود . او نيز كارهاى كشور را به نيروى مهارت و لياقت خويش مىگردانيد ، چنان كه اعجاب دوست و دشمن را برانگيخته بود . خليفهء جوان ، هشام المؤيد به مقتضاى سنش خواهان بازى و تفريح بود . در وجود او هيچ يك از صفاتى كه براى ادارهء مهام امور ، فرمانروايان را بدان نياز
هامش
( 13 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 270 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 513 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان