نخستين در نزديك شنت اشتبن بود و دومى در جوار قلهره . عبد الرحمان در عين حال بس هوشيارانه اقدام مىكرد ، زيرا از عواقب اين گونه خطركردنهاى ناگهانى آگاه بود .
مسيحيان در هردو نبرد شكست خوردند و سپاهشان از هم بردريد و توان هرگونه مقاومتى را از دست دادند و ناوار به فرمان درآمد . اين واقعه در ربيع الثانى سال 312 ه / اوت 924 م اتفاق افتاد « 23 » .
ديرى نكشيد كه اردونيوى دوم پادشاه ليون در سال 925 م درگذشت و برادرش فرويلا بهجاى او نشست . او نيز بيش از يك سال حكومت نكرد و بمرد . پس از او دو پسرش سانچو و والفونسو بر سر تختشاهى به نزاع پرداختند و ليون گرفتار جنگ داخلى شد . اين جنگ داخلى چند سال دوام يافت و مرحلهء نخستين آن با مرگ سانچو به پايان رسيد . آنگاه كشمكش ميان الفونسو و برادرش راميرو درگرفت . راميرو پيروز شد و به نام راميروى دوم بر تخت نشست . جلوس او در سال 932 م بود .
عبد الرحمان در اين جنگ داخلى شركت نجست و مسيحيان را رها كرد تا يكديگر را بردرند . عبد الرحمان جنگ داخلى مسيحيان را غنيمت شمرد و براى سركوبى كامل شورشهاى درون مملكت خود و پايان دادن به دعوت فاطميان در مغرب اقصى - چنان كه در جاى خود بيان كردهايم - فرصتى به دست آورد .
راميروى دوم - يا چنان كه در روايات اسلامى آمده است رذمير - پادشاهى دلير و نيرومند بود . چون بر تخت نشست بار ديگر نبرد بر ضد مسلمانان را از سرگرفت .
راميرو براى ناتوان كردن مسلمانان برانگيختن اختلافات داخلى را در بلاد اسلامى بهترين راه مىدانست . در اين ايام بار ديگر طليطله پرآشوب شده بود و عوامل فتنه و شورش سربرداشته بودند . راميرو دست به كار دسايس شد و با دادن وعدههاى يارى ، زعماى شورشى را به پايدارى ترغيب مىكرد . عبد الرحمان جمعى از علما را به آنجا فرستاد تا با سخنان خود آنان را به دوستى با دولت قرطبه و خضوع و فرمانبردارى نسبت به آن برانگيزند ، ولى مردم باغرور تمام نصايح آنان را رد نمودند و لافزنان
هامش
( 23 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 159 - 201 . همچنين :. II . V . tsiH : yzoD . 541 - 441 . P