كرد و جمعى از ايشان را بكشت . عبد الرحمان بن حكم سپاهى به سردارى محمد بن رستم عامل ثغر ادنى به جنگش فرستاد و ميان او و شورشيان چند بار جنگ افتاد . سال بعد ، عبد الرحمان براى عامل خود محمد بن رستم مدد فرستاد . محمد بن رستم بر سر شورشيان لشكر برد و در نزديكى دژ سمسطا در مجاورت روريه دو گروه بر هم زدند و پس از نبردى سخت شورشيان به هزيمت رفتند و هاشم و بسيارى از ياران او كشته شدند . اين واقعه در سال 216 ه / 831 م بود .
طليطله پس از قتل هاشم ، هنوز پرآشوب بود . عبد الرحمان بن حكم مىبايست جنگ ديگر را تدارك بيند تا كاملا به فرمانش آورد . در سال 219 ه / 834 م / به سردارى برادرش امية بن حكم سپاهى به آن ديار اعزام نمود . اميه طليطله را محاصره كرد و هرچه كشت و زرع در اطرافش بود همه را آتش زد ، ولى شهر استوار در برابر او برپاى ايستاده بود . اميه از آنجا برفت و گروهى از لشكر خود را به سردارى ميسرة الفتى در قلعهء رباح « 12 » برجاى گذاشت تا آمادهء محاصره شوند . قلعهء رباح در جنوب طليطله بود .
در اين حال مردم طليطله به قتال ميسره بيرون آمدند . ميسره بر آنان غلبه يافت و مردم شهر پس از آنكه جمع كثيرى از ايشان كشته شد به شهر بازگشتند . مردم به باروهاى منيع و استوار شهر پناه بردند . سال بعد ، سال 220 ه عبد الرحمان بن حكم خود به جنگ آمد . شهر در برابر امير قرطبه به سختى پاى فشرد . عبد الرحمان لشكر خود را در قلعهء رباح جاى داد و به سمت مغرب در حركت آمد . عبد الرحمان به مارده مىرفت تا سليمان بن مرتين زعيم بربر را تعقيب كند . سليمان چون از دوست خود محمود بن عبد الجبار جدا شد در آن حوالى برخى شورشها را رهبرى مىكرد . عبد الرحمان او را محاصره نمود . قضا را مرد شورشگر به ناگهان از اسب فروافتاد و بمرد . يارانش پراكنده شدند و شورشى كه تدارك ديده بود خاموش شد . عبد الرحمان سال بعد لشكرى به سردارى برادرش وليد بن حكم به طليطله فرستاد . وليد شهر را محاصره كرد و محاصره را ادامه داد تا آنگاه كه مردم شهر به جان آمدند . وليد هربار حلقهء محاصره را تنگتر نمود تا به شهر حمله آورد و باروها را بشكست و شهر شورشگر را پس از چند سال رسوخ روحيهء تمرد در مردم و دسيسههاى بربرها و مسيحيان ساكن آن و تحريض فرنگان
هامش
( 12 ) . در اسپانيايىavartalaC .