و تحريك جلالقه در ماه رجب سال 222 ه / 837 م به فرمان درآورد « 13 » .
عبد الرحمان پس از فرونشاندن انقلابات در نواحى مختلف كشور توانست بار ديگر جهاد و غزو را از سرگيرد . در سالهاى بعد همهء همت خود را صرف گسيل داشتن صوائف يا جنگهاى تابستانى با بلاد شمالى نمود . گاه به ثغر اعلى لشكر مىبرد و با فرنگان مىجنگيد و در سرزمينهايشان خون مىريخت ، گاه به البه و قلاع مىرفت و بر اراضى بشكنس يا اطراف مملكت ليون ( جليقيه ) حمله مىآورد .
عبد الرحمان بن حكم خود در سال 225 ه / 840 م و در سال 227 ه / 842 م فرماندهى لشكر صائفه را بر عهده گرفت و به شمال راند . موسى بن موسى بن قسى والى تطيله از اعمال ثغر اعلى ( آراگون ) از فرمان بيرون آمده بود و باگارسيا امير ناوار پيمان دوستى بسته بود و هردو به لشكر امير قرطبه در ثغر درآويخته بودند و در اطراف آن دست به كشتار و تاراج زده بودند . عبد الرحمان به بلاد بشكنس ( ناوار ) لشكر برد و تا بنبلونه را زير پى سپرد و در آنجا دست به تاراج و تخريب زد و از مردمش جمع كثيرى را اسير كرد .
در اينجا بايد اين مرد شورشگر موسى بن موسى را بهتر بشناسيم ، زيرا از اين پس او و فرزندانش در تاريخ شورش بر ضد قرطبه مكانتى مشخص خواهند داشت .
ابن حيان و ابن حزم او را موسى بن موسى بن فرتون بن قسى ( يا قسوى ) خواندهاند .
نياى بزرگ او كنت قسى
isaK
از اشراف گوت و به هنگام فتح ، « قومس »
semoC
ثغر اعلى بود . چون مسلمانان سرزمينهايش را گرفتند به شام رفت و بر دست خليفه وليد بن عبد الملك اسلام آورد و اسلام او بدين منظور بود كه در سايهء جنگجويان جديد بتواند بر املاك و اقطاعات خود دست يابد . چون بر دست خليفه اسلام آورد در زمرهء موالى او درآمد و بدين ولاء خود را در سمت مضريان قرار داد . فرزندان و نوادگانش پس از او از زعماى مولدين در ثغر اعلى بودند و همه از سواركاران و جنگاوران و در دليرى و اقدام سرآمد همگان . اين خاندان همواره به اصل گوتى مسيحى خود مىباليدند و دوست داشتند از همسايگان مسيحى خود چون بشكنس و ديگران زن
هامش
( 13 ) . رجوع كنيد به ابن الاثير ، الكامل ، ج 6 / ص 141 ، 150 ، 153 و 161 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 85 ، 86 و 87 .