تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
عبد الواحد بن مغيث صورت گرفت . الفونسوى دوم پادشاه جليقيه ( ياليون ) به مدينة سالم
ilecanideM
از اعمال ثغر اعلى تاخته بود و بعضى از قبايل كوهستانى از مردم بسكونيه نيز به متابعت او به شهرهاى مرزى حمله نموده ، تاراج و كشتار كرده بودند . حاجب سرزمين البه و قلاع را درنورديد و در چند جا مسيحيان را شكست داد و در البه دست به كشتار و تاراج زد و شهر ليون را به آتش كشيد و باروهايش را ويران كرد و بر مسيحيان جزيه‌اى كلان مقرر نمود . و فرمان داد كه بايد اسيران مسلمان را آزاد كنند و نيز برخى از زعماى ايشان تعهد دادند كه مردم دست به شورش نخواهند زد . حاجب با غنايم و اسيران بسيار به قرطبه بازگرديد . اين آخرين جنگى بود كه اين وزير خردمند و سردار پيروز جنگ به عهده گرفت . اين سردار بزرگ كه از زمان هشام بن عبد الرحمان حمله‌هاى بزرگ به سرزمين دشمن كرده بود اندكى پس از بازگشت به قرطبه در محرم سال 209 ه / 824 م « 4 » درگذشت . در سال 824 فرنگان در نواحى بنبلونه در دامنهء جبال پيرنه نزديك دربند شزروا ، همانجا كه لشكر شارلمان قبلا منهزم شده بود شكست سختى را متحمل شدند . از اقوال روايات مسيحى برمىآيد كه مسلمانان در اين هزيمت نقش بزرگى داشته‌اند . از اين قرار كه لويى پادشاه فرنگان سپاه خود را به سردارى كونتن ازنار و ابلو براى حمله به بشكنس اعزام داشت . بشكنس از همسايگان مسلمان خود يارى خواست . ظاهرا آن‌كه به نداى ايشان پاسخ گفت بنى موسى يا بنى قسى فرمانروايان تطيله بودند و اين يارى با موافقت حكومت قرطبه بود . درهرحال مسلمانان و بشكنس بر فرنگان پيروزى يافتند . دو سردار لشكر دشمن ازنار و ابلو اسير شدند ، سپس ازنار آزاد شد و ابلو را به قرطبه فرستادند و او چندى در بند بود . اين واقعه خاطرهء نبرد بزرگ دربند شزروا و شكست فرنگان را در چهل و شش سال پيش در ايام امير عبد الرحمان الداخل زنده كرد « 5 » . فرماندهى سپاه صائفه « 6 » را بعد از حاجب عبد الكريم ، امية بن معاوية بن هشام
هامش
( 4 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ، ج 1 / ص 161 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 84 . ( 5 ) . رجوع كنيد به591 . p . I . loV . dibi : ladiP . M . R .همچنين :. dibi : ednoC 562 462 . p . I . loV .( 6 ) . بيشتر حملات و غزوات بزرگ اسلامى در تابستان بود ، زيرا اين فصل از ديگر فصول براى شروع چنين جنگهايى مناسبتر بود . ازاين‌رو به صائفه و صوائف معروفند .