تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

فصل هشتم هشام بن عبد الرحمان و حكم بن هشام

1

پس از عبد الرحمان الداخل پسر او هشام بن عبد الرحمان كه وليعهد پدر بود به جايش نشست . هشام بزرگترين پسر او نبود . بزرگترين پسر او سليمان بود كه اكنون در طليطله فرمان مىراند . در آن روزگار براى ولايت‌عهدى نظام خاصى نبود ، بلكه برگزيدن ولايت عهد از حقوق امير يا پيشوا به‌شمار مىآمد كه برحسب مصلحت عامه از آن حق استفاده مىكرد « 1 » . ولىعهدى منحصر در فرزندان امير يا خاندان او نبود . اگر هم بر خلاف اين صورت مىگرفت به سبب سنن سياسى و عصبيتهاى خانوادگى بود . خاندان اموى اين روش اخير را برگزيدند و بدين‌گونه در دولتهاى اسلامى نيز به شيوهء خاندانهاى سلطنتى سلطنت موروثى را به وجود آوردند . طبيعى بود كه چون عبد الرحمان الداخل در احياى ميراث فروپاشيدهء خاندان خود در مشرق ، پيروزى يافت و آن زنجير از هم گسسته را بار ديگر پيوند داد ، بر آن شد اين سنت خاندان اموى را نيز زنده سازد و تشكيل يك خاندان سلطنتى دهد كه به تعاقب بر تخت شاهى نشينند و اندلس به زير فرمان سيستم حكومت اموى درآيد .
هامش
( 1 ) . ابن خلدون در مقدمهء خود در باب ولايت‌عهدى در دولت اسلامى فصلى جداگانه دارد . ص 175 به بعد .