تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
شد با همان اندك ياران خود با دشمن روبه‌رو شود . چند ماه ميان دو طرف جنگها رفت . عاقبت صميل شكست خورد و با معدودى از ياران خويش از سرقسطه بگريخت و عامر با همپيمانش به شهر داخل شد و در سال 136 ه / 753 م آنجا را تصرف كرد و سراسر كورهء سرقسطه و متعلقات آن را آشوب فراگرفت . عامر خود را والى اندلس خواند و مىپنداشت به زودى منشور امارت او از سوى ابو جعفر المنصور خواهد رسيد . خطهء شمال از قبضهء اقتدار يوسف بن عبد الرحمان بيرون رفت . اما صميل به طليطله كه يوسف به جاى سرقسطه امارتش را به او داده بود رفت . يوسف بن عبد الرحمان به سبب اين جنگها و اين آشوبهاى پىدرپى ناتوان شده بود . ناچار شد چندى آرامش گزيند . عامر به مدت دو سال توانست همهء كورهء سرقسطه را در تصرف آورد . در اواخر سال 137 ه / 754 م يوسف با لشكرى عظيم به سرقسطه تاخت و شهر را سخت محاصره كرد و مردم را در تنگنا افگند . مردم براى رهايى از محاصره صلاح خود در آن ديدند كه عامر و پسرش وهب و حباب الزهرى را به يوسف تسليم كنند . يوسف همه را بند بر نهاده ، با خود ببرد و به طليطله رفت ، سپس در راه فرمان داد همه را كشتند و بدينگونه از شر آشوبگران خلاص شد « 12 » . يوسف بن عبد الرحمان تصور نمىكرد خطر ديگرى به زودى گريبانگيرش شود . اين خطر از خارج اندلس دررسيد و همهء رشته‌هاى او را پنبه كرد ، از اين قرار كه او تازه با دوست و همپيمان خود صميل در بيرون شهر طليطله ديدار كرده بود كه رسولى از قرطبه دررسيد و نامه‌اى از پسرش عبد الرحمان آورد حاكى از آنكه جوانى از بنى اميه موسوم به عبد الرحمان بن معاويه در سواحل اندلس در شهر مرزى المنكب
racenumlA
آمده طرفداران بنى اميه در كورهء البيره ( غرناطه ) گرد او را گرفته‌اند و دعوتش در سراسر جنوب اندلس به سرعت انتشار يافته است . اين خبر در لشكر يوسف بن عبد الرحمان شايع شد و موجب بيم و پريشانى گرديد و بسيارى از افراد سپاه پراكنده شدند . گويند كه خبر رسيدن امير اموى هنگامى به يوسف رسيد كه در راه شمال
هامش
( 12 ) . در تفصيل اين حوادث رجوع كنيد به الحلة السيراء ، ص 52 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 5 / ص 140 و 184 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 43 و 44 . همچنين :581 481 . p . I . V . tsiH : yzoD