خواهد داد كه از قوانين خود متمتع شوند و ايشان را حقوق و امتيازات بسيار دهد .
گوتها در درون شهر آشوب برپا كردند و در همان روز نگهبانان مسلمان را كشتند و دروازهها را گشودند . فرنگان به شهر درآمدند و ساكنان مسلمان را به سختى فرو كوفتند و مسجدها و معابد را خراب كردند . اين واقعه در سال 142 ه / 759 م « 14 » اتفاق افتاد . بدين طريق آخرين سنگر مسلمانان در گاليا به دست مسيحيان افتاد و سيادت اسلام در آن سوى جبال پيرنه پس از نيم قرن روبه زوال نهاد و قواى مسيحيت بازگرديد و از آن پس در پشت آن سنگرها مترصد برانداختن اسلام از سراسر اسپانيا بودند .
دريغا كه نيروهاى اسلام در درون شبه جزيره روىدرروى يكديگر ايستاده خود را نابود مىكردند .
مسيحيان شمال نيز براى سودجويى از شكاف در صفوف مسلمانان ، پاى به جاى پاى فرنگان نهادند . مراد ما از مسيحيان شمال بقاياى گوتها هستند كه به هنگام فتح اسلامى از برابر لشكر اسلام گريخته به اقاصى شمال رفته بودند و در جبال اشتوريش يا استورية « 15 » و جليقيه در ركن شمال غربى اسپانيا پناه گرفته بودند . يكى از اشتباهات فاتحين اين بود كه براى از ميان بردن اين بقاياى اندك اقدامى جدى ننمودند تا كارشان بالا گرفت و به صورت نيروى عظيمى كه بر سر سيادت بر اسپانيا با اسلام به منازعه و رقابت برخاستند ، درآمدند . مردم سرزمينهاى فتحشده كه به آن سامان رفته بودند برگرد يكى از رهبران و سرداران شجاع خود موسوم به پلاگيوس يا پلاى يا پلايو گرد آمدند . پلاگيوس در آن مناطق صعبالعبور پناه گرفت و همچنان به تنظيم و پرورش نيروهاى جنگى خويش سرگرم بود و هرگاه فرصتى مىيافت به سرزمينهاى مسلمانان كه همجوار او بودند حملهاى مىكرد . واليان اندلس كه پىدرپى مىآمدند خود به فتوحات تازه مىپرداختند ، آنگاه عصر فتنهها و آشوبها فرارسيد و همه از آن اميرنشين خرد غافل بودند . از ديگر سو در ماوراى بيابانها و صخرهها واقع شده بود و همين امر عامل ديگرى بود كه آن را از تعرض مسلمانان در امان مىداشت .
چون در سال 737 م پلاگيوس درگذشت ، بعد از خود كشورى كوچك ولى استوار باقى گذاشت . پسرش فاويلا به جايش نشست . به هنگامى كه اندلس دستخوش
هامش
( 14 ) .. 728 . p . I . V . dibi : ettessiV moD( 15 ) . به فرانسوىsairutsA.