تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بود تا به جنگ مسيحيان جليقيه برود و تازه شورشگران سرقسطه « 13 » را سركوب كرده بود . درهرحال يوسف و صميل با بقاياى ياران و لشكريان خود به قرطبه حركت كردند تا چاره‌اى براى دفع اين خطر جديد بينديشند . اين حادثه در اواسط سال 138 ه / اواخر سال 755 م اتفاق افتاد . در اثناى اين فتنه‌ها و آشوبهاى پىدرپى ، چنان كه گفتيم فرنگان بر همهء شهرها و اراضى اسلامى در سپتمانيا و لانگدوك مسلط شده بودند . اين ناحيه ولاية الثغر يا رباط الثغر ناميده مىشد . از آن همه جز اربونه هيچ به دست مسلمانان نمانده بود . اربونه استوارترين دژهاى مسلمانان در آن سوى جبال پيرنه بود و توانسته بود در ايام شارل مارتل حملات فرنگان را دفع كند . چون اربونه قهرمان دلير و مدافع خود عبد الرحمان اللخمى شهسوار اندلس را از دست داد و اراضى ثغر همه به دست مسيحيان افتاد ، پپن پادشاه فرانسه با همپيمان خود كنت آنزيموند گوتى امير سپتمانيا براربونه حمله آورد و با نيروى عظيم خود آن را در سال 755 م در محاصره گرفت . اربونه در نهايت استحكام بود و مسلمانان مصمم بودند تا آخرين نفر در دفاع از شهر جانبازى كنند . پپن در هنگام محاصرهء اربونه مجبور شد بخشى از لشكر خود را براى نبرد با امير اكوتين نوهء دوك اودو از ميدان كارزار بيرون ببرد تا او را از زمينهاى فرنگان بيرون براند و آنزيموند را براى ادامهء محاصرهء اربونه در آنجا گذارد . قضا را آنزيموند در اثناى نبرد در كنار باروهاى اربونه بىخبر و ناگاهان كشته شد . پپن براى محاصره بازگشت و بارها به شهرى كه در محاصره بود حمله كرد ، ولى مسلمانان توانستند چهار سال مقاومت كنند و حمله‌هاى فرنگان را دفع نمايند . اين مقاومتها همه در شرايطى بود كه پيوندشان از اندلس بريده بود و هيچ مددى از فرمانروايان قرطبه به ايشان نمىرسيد ، كه آنها خود سرگرم جنگهاى داخلى بودند . پيوسته بودن شهر به دريا دست يافتن به برخى مؤنات را براى مسلمانان آسان مىكرد و مشقات محاصره را تحمل‌پذير مىساخت . چون پپن ديد كه نمىتواند شهر را به جنگ بگيرد به خدعه و خيانت روى آورد . با گوتهايى كه در درون شهر بودند رابطه پيدا كرد و به آنان قولهاى مؤكد داد كه اگر او را در تسخير شهر يارى دهند در عوض آنان را اجازه
هامش
( 13 ) . ابن القوطيه ، ص 20 . المقرى ، نفح الطيب ، ج 1 / ص 154 .