تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
انگيزه‌هاى ملى يا دينى قرار گرفته است . ولى روايات اسلامى در آنچه مربوط به تاريخ اندلس است به‌طور كلى كمتر تحت چنين تأثيراتى است و از دقت و اعتدال خاصى برخوردار است . اما روايات مسيحيان گاه اغراق‌آميز و متكلفانه است و از انصاف و دقت به دور . سبب اين است كه روايات اوليهء مسيحى دربارهء اسپانياى مسلمان ، غالبا تصنيف بعضى از كشيشهاى متعصب است و مورخان متأخر اسپانيا تا اواخر قرن دوازدهم ، تاريخ اسپانيا را فقط از يك نوع منابع مسيحى مىنوشتند و در ديگر منابع نمىنگريستند و حتى از تحقيق در منابع عربى تن مىزدند ، در حالى كه تاريخ اسپانياى مسلمان قسمت اعظم تاريخ اسپانيا را در قرون وسطى در بردارد و حتى يكى از پرشكوهترين صفحات آن است . منقدان امروز اسپانيايى اين يك‌سونگرى را بر مورخان پيشين مسيحى خرده گرفته‌اند . مثلا خاورشناس دانشمند اسپانيايى « گاينهوس » در مقدمه‌اى كه بر ترجمهء خود از كتاب نفح الطيب نوشته است ، مىگويد : « ماريانا و بزرگان مورخان اسپانيايى گرفتار يك كينهء عميق ملى يا تعصب دينى بودند . همواره تأليفات عربى را تحقير مىكردند . . . و آن دسته از وسايل تحقيق را كه متضمن اسناد تاريخى عربى است مردود مىدانستند و از مطابقهء روايات مسيحى و اسلامى سر باز مىزدند و ترجيح مىدادند كه در نگارش تاريخ خود تنها از يك منبع استفاده كنند و اين روحيهء تنگ‌نظرانه را در كتابهايشان اثرى واضح است . اين امر سبب شده است كه تاريخ اسپانيا در قرون وسطى با آنكه متأخران كوشيده‌اند آن را نقادانه به رشتهء تحرير درآورند حاوى يك سلسله خرافات و تناقضات شود » . گاينهوس اين ندا را حدود يك قرن پيش برآورده است . باوجود اين ، بسيارى از مورخان و متفكران اسپانيا تا اين زمان به تاريخ اندلس - از لحاظ ملى - به ديدهء بغض و كينه مىنگرند و پايان دادن به حيات عصر اسلامى را يكى از پيروزيهاى درخشان ملى خود به حساب مىآورند . حال آنكه اينان از ياد برده‌اند يا عمدا مىخواهند همهء ميراث تمدن و پيشرفتهاى فرهنگى را كه مسلمانان در اسپانيا به وجود آورده بودند به فراموشى سپارند . شگفتا در اين عصر جديد ، دانشمندى اسپانيايى چون سيمونت را مىبينيم كه ارتكاب عملى از نوع