همچنين لازم به ذكر است كه جزئى خطى از تاريخ ابن حيان در كتابخانهء آكادمى تاريخ در مادريد موجود است ( مجموعهء كودرا ) در 163 صفحهء كوچك ، شامل حوادث سالهاى 361 - 364 هجرى ، اواخر عهد حكم المستنصر .
از آن پس كه به آنچه نويسندگان و مورخان بعد چون ابن بسام صاحب الذخيره و ابن عذارى صاحب البيان المغرب و ابن الخطيب صاحب الاحاطه و اعمال الاعلام و المقرى در نفح الطيب از فصول مختلف تاريخ ابن حيان نقل كردهاند ، نگريستم ، ديدم در واقع قسمت اعظم اين تاريخ بزرگ و جامع را كه به حق يكى از منابع گرانبهاى تاريخ اندلس است بهدست آوردهام ، تاريخى كه از جهت صحت مطالب و جنبهء تحليل و نقد در آنچه متعلق به حوادث سقوط خلافت اموى و اوايل عهد ملوك الطوايف است بر ديگر تواريخ برترى دارد .
سبب اين برترى اين است كه ابن حيان خود در آن عصر كه متعلق به حوادث سقوط خلافت اموى و اوايل عهد ملوك الطوايف است زنده بوده و آن حوادث را به چشم خود ديده و براى ما تصويرى كامل و جامع از آنها باقى گذاشته است .
منابع و مآخذ خطى كه از آنها استفاده بردهام بسيار است و من در جاى خود به آنها اشارت كردهام و در پايان كتاب نيز صورتى از همهء آنها را آوردهام .
مآخذ و نصوص و اسناد لاتينى و قشتالى را بيشتر در كتابخانهء ملى مادريد ، در بخش نسخ خطى تاريخى ديدهام .
همچنين از كتابخانهء دانشگاه مصرى مادريد كه خود شامل مجموعهء نفيسى از منابع تاريخ اندلس است استفاده كردهام .
* در مقدمهء چاپ اول گفتهام ، در اينجا نيز تكرار مىكنم كه در تأليف اين كتاب كه ممزوجى از تاريخ مشرق و مغرب و اسلام و مسيحيت است كوشيدهام تا روايات و نصوص عربى و فرنگى را بدقت بررسى كنم و قول ارجح را بيرون بكشم و تا آنجا كه ميسر بوده است يك رأى مستقل به وجود آورم . آنچه بايد در نظر گرفته شود اين است كه در تاريخ اندلس هم چون تاريخ جنگهاى صليبى ميان روايات مسلمانان و مسيحيان تباين و تناقض آشكار ديده مىشود . اين يا آن روايت تحت تأثير
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 4
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤