كردهاند ، در من اثرى عميق داشت و مرا از حقايق بسيارى آگاه كرد و افكار و نظريههاى تازهاى را به من ارزانى داشت .
اينك درخور است كه اعلان كنم علاوه بر منابع قشتالى و لاتينى كهن و منابع تازهء غربى ، در كنار منابع عربى - چه آنها كه منابع عمومى هستند و چه آنها كه اختصاصا راجع به اندلس است - موفق شدم در ضمن جستجوهايم در مجموعههاى اسپانيايى ( بويژه مجموعهء اسكوريال ) و مجموعههاى بلاد مغرب به دو بخش كمياب از تأليف گرانبها و مستند ابن حيان در تاريخ اندلس به نام كتاب المقتبس فى تاريخ رجال الاندلس دست بيابم .
نخستين بخش شامل حوادث سالهاى 180 تا 231 هجرى است ، يعنى عصر حكم بن هشام و عبد الرحمان بن الحكم ، و داراى حدود صد صفحه ( از صفحهء 88 تا 189 ) در قطع بزرگ . البته دست يافتن به اين اوراق را مرهون علامه لوى پروونسال هستم . او در يكى از مجموعههاى مغرب آن را يافته بود ، ولى بعدها ناپديد شد و من از جاى آن اطلاعى ندارم .
بخش دوم ، دنبالهء پيوستهء بخش نخستين است ، يعنى حوادث سالهاى 233 تا 267 هجرى ، باقى عصر عبد الرحمان ابن الحكم و بيشتر وقايع حكومت پسرش امير محمد و نشانههاى شورش بزرگ را در بردارد و شامل 95 برگ و به عبارت ديگر 190 صفحه است . اين نسخه نيز در قطع بزرگ است ، ولى كهنه و پوسيده و كنارهاى آن رفته است . كتابت آن به خط قديم اندلسى است و در پايان آن آمده است « كمل السفر الثانى به حمد اللّه تعالى و يتلوه الثالث مبتدأ نجوم عمر بن حفصون كبير الثوار بالاندلس » . من اين بخش را در كتابخانهء جامع القرويين در فاس يافتم . از آن عكسى تهيه كردم و در چاپ سوم اين كتاب از آن بهرهء بسيار بردهام ، هرچند مراجعه به چنان نسخهء كهنه و پوسيدهاى با دشواريهاى بسيار توأم بود .
به دنبال اين بخش دوم از كتاب المقتبس بخش سومى است كه خاورشناس اسپانيايى كشيش ملشور آنتونيا از روى نسخهء خطى كتابخانهء آكسفورد ، در سال 1937 در پاريس منتشر كرده و شامل عهد امير عبد اللّه بن محمد و حوادث دوران فتنهء بزرگ ، از سال 275 تا 298 هجرى است ، يعنى دو سال پيش از حكومت الناصر .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 3
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣