تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
دهد كه آن لشكر در حركت آورد به قلب فرانسه تاخت . در باب درنگ شارل مارتل از رويارويى با عبد الرحمان روايات اسلامى مختلف است . بعضى مىگويند : « فرنگان نزد شهريار بزرگ خود ، شارل گرد آمدند - و اين نامى است كه پادشاهان خود را بدان مىخوانند - و او را گفتند چرا اين گونه تن به خوارى مىدهيم ؟ اين ننگ را بازماندگان ما بر ما نخواهند بخشود . ما اوصاف عرب مىشنيديم و از آنان بيمناك مىبوديم و مىپنداشتم كه از آنجا مىآيند كه خورشيد مىدمد ، اكنون مىبينيم از سوى باختر سربرآورده‌اند و بر بلاد اندلس مستولى شده‌اند و بر اموال بسيار و مردم بىشمار آن غلبه يافته‌اند ، در حالى كه شمارشان اندك است و سازوبرگشان ناچيز ، حتى زرهى بر تن ندارند . شارل پاسخى بدين مضمون داد : من چنين رأى مىدهم كه در اين لشكركشى متعرض ايشان نشويم . آنان چون سيلى بنيان‌كن هستند و اكنون ستارهء اقبالشان در درخشش است . نيروى اعتقادشان آنان را از بسيارى سپاهى بىنياز مىسازد و دلهاى نيرومندشان از پوشيدن جوشن . پس واگذاريدشان تا بيايند و دستهايشان از غنايم پر شود و مقامات را تصاحب كنند و در رياست با يكديگر به رقابت برخيزند . آنگاه برخى براى راندن برخى ديگر از مسند رياست از گروه ديگر يارى طلبند . در اين هنگام كار شما بس آسان است و به آسانى بر آنان چيره خواهيد شد . » « 4 » مىتوانيم اين درنگ شارل را نوع ديگرى نيز تعبير كنيم . او مىخواست دشمن و رقيب خود دوك اودو را بىهيچ ياورى رها كند تا مسلمانان به ملك و سلطهء او پايان دهند و بدين طريق از رقابت و دشمنىاش رها گردد . درهرحال عبد الرحمان اكوتين و جنوب فرانسه را مورد حمله قرار داد و چون شارل مارتل آمادهء حركت شد ، عبد الرحمان بر سراسر جنوب چيره شده بود . دوك اودو كه سلطنت خود را از دست داده بود و نيروهايش پراكنده شده بودند نزد شارل مارتل آمد تا از دشمن ديرين خود يارى جويد . شارل لشكرى عظيم از تيره‌هاى گوناگون چون فرانكها و ژرمنهاى وحشى و گروههايى از مزدوران آن سوى راين و دسته‌هايى از جنگجويان
هامش
( 4 ) . مقرى از حجارى در المسهب . نفح الطيب ، ج 1 / ص 129 . حجارى اين روايت را به مناسبت رفتن موسى بن نصير به فرانسه مىآورد . ولى آوردن نام شارل ( قارله ) در اين روايت معلوم مىدارد كه مربوط به همين جنگ بزرگى است كه ما از آن سخن مىگوييم و روايت كليساى لاتين نيز ، همين است . رجوع كنيد بهIIL . hC . dibi : nobbiGآنجا كه اين سخن را در واقعهء تور نقل مىكند .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 100 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان