و قدرت اسلام قرار دهد .
نبرد ميان اسلام و مسيحيت در شام و مصر و افريقيه كوتاهمدت بود . در آن نواحى در همين مدت كوتاه جوامع اسلامى نيرومند و كاملى به وجود آمد و نظامات و اديان را به ديار نابودى فرستاد . سپس خلافت لبهء تيز حملات خود را از مشرق متوجه آناطولى نمود و از سوى مغرب نيز تا اسپانيا پيشرفت .
اما در مشرق ، اسلام آهنگ آن داشت كه از طريق قسطنطينيه به غرب قدم گذارد .
خلافت سپاهيان بىشمار خود را از خشكى و دريا دو بار به قصد تسخير پايتخت دولت روم شرقى فرستاد . يك بار در عهد معاوية بن ابى سفيان در سال 49 ه / 669 م و بار ديگر در عهد سليمان بن عبد الملك در سال 98 ه / 717 م . قواى خلافت هر بار براى تصرف قسطنطينيه به نهايت پاى فشرد و به جد درايستاد ، ولى هردو بار شكست خورد و از پاى باروهاى آن شهر نوميد بازگرديد . ازاينرو نقشهء خلافت براى فتح بلاد مغرب از طريق قسطنطينيه شكست خورد و اسلام در مشرق ، در پاى باروهاى بيزانطيه بزرگترين هزيمت خود را به عيان مشاهده كرد . دولت روم شرقى چونان دژى استوار در برابر نفوذ اسلام قد علم كرد و مسيحيت را در پناه خود از تعرض اسلام حمايت كرد . ولى لشكر اسلام از راه اسپانيا عازم غرب شد و بر قلههاى مرتفع جبال پيرنه فرارفت و بر ملل مسيحى كه در سراسر اروپا گسترده بودند ، اشراف يافت .
اگر ترديد دستگاه خلافت نبود و مخالفت ميان سرداران پديد نمىآمد موسى بن نصير مىتوانست نقشهء خود يعنى نورديدن سراسر اروپا و رسيدن به مشرق از سوى مغرب را عملى سازد و از قسطنطينيه به شام بازگردد . مسلما اگر موسى بن نصير به راه خود ادامه مىداد مسيحيت ضربهاى جانكاه خورده بود و اسلام در ميان سراسر امم شمالى رواج مىيافت چنان كه در جنوب رواج يافته بود . ولى وحشت و ترديد خلافت دمشق نگذاشت اين انديشه كسوت تحقق بر خود پوشد .
فتوحاتى كه حكام و واليان اندلس بعد از آن در جنوب فرانسه انجام دادند مرحلهء ديگرى از اين مبارزه ميان اسلام و مسيحيت بود . فرانسه بزرگترين كشور مسيحى غرب و شمال بود . همچنانكه در مشرق دولت روم خود را به حفظ كيان مسيحيت متعهد مىديد در غرب فرانسه همين حالت را داشت . حتى در اين حمايت كار فرانسه سختتر از روم شرقى بود ، زيرا در همان روزهايى كه اسلام از جانب
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٩٤