تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
( 1 ) چون نامهء معاويه به قيس رسيد صلاح در آن ديد كه دفع الوقت كند و او را از تصميم خود آگاه نسازد و در لشكركشى به جنگ او شتاب نورزد . پس در پاسخ او نوشت : اما بعد ، نامه‌ات رسيد و در باب قتل عثمان هر چه گفتى دريافتم . من در اين حادثه شركت نزديك نداشته‌ام . گفتى كه دوست من مردم را بر ضد عثمان برانگيخت تا او را كشتند ، من از اين امر بىخبرم . و گفتى كه عشيرهء من از اين واقعه بر كنار نبوده‌اند ، به جان خودم سوگند كه عشيرهء من در كار او سزاوارترين مردم بودند . و اما از من خواسته بودى كه در خونخواهى عثمان از تو متابعت كنم و وعده‌هايى هم به من داده‌اى ، اين چيزى است كه بايد در آن بينديشم و كارى نيست كه در انجامش شتاب توان كرد . به تو تعرضى نخواهم كرد و از من عملى كه تو از آن ناخشنود باشى سر نخواهد زد . تا ببينى و ببينيم . و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته . چون معاويه نامهء قيس را بر خواند ندانست كه مىخواهد به او نزديك شود يا دور گردد ولى هر چه باشد از كيد و خدعهء او در امان نتوان نشست . پس پاسخش داد : بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد ، نامه‌ات را خواندم . نه مىبينمت به ما نزديك مىشوى تا آمادهء آشتى گرديم و نه مىبينمت كه از من دور شده‌اى تا ساز نبرد كنم . تو در اين ميان چونان اشتر سركشى هستى . من كسى نيستم كه بتوان با اين سخنان خدعه‌آميز به بازيش گرفت يا فريب اين خدعه‌ها را بخورد ، در حالى كه سپاهى از پياده و سوار دارد . اگر آنچه از تو خواسته‌ام پذيرفته‌اى ، آنچه در عوض پيشنهاد كرده‌ام از آن توست و گرنه ، مصر را از پيادگان و سواران رزمجو پر مىكنم . و السلام . چون قيس بن سعد نامهء معاويه را خواند و دانست كه از او دفع الوقت و سر دواندن نمىپذيرد آنچه در دل داشت عيان ساخت و براى او نوشت : ( 2 ) بسم اللّه الرحمن الرحيم از قيس بن سعد به معاوية بن ابى سفيان . اما بعد ، در شگفتم كه رأى مرا ناچيز مىشمارى و مىخواهى فريبم دهى و بر آن سرى كه مرا وادارى كه از اطاعت مردى كه از هر كس ديگر به خلافت شايسته‌تر است و بيش از همه سخن حق بر زبان اوست و به راه هدايت مىرود و به رسول اللّه - ( ص ) از همه نزديك‌تر است ، بيرون آيم و به اطاعت تو گردن نهم يعنى به اطاعت كسى درآيم كه از همهء مردم به امر خلافت ناسزاوارتر است و بيش از همه دروغ مىگويد و از همه گمراهتر است و از رسول اللّه ( ص ) دور تر . در كنار تو قومى هستند خود گمراه و گمراه كنندهء ديگران و همه ياران طغيانگر ابليس . اما اينكه نوشته بودى كه مصر را پر از سواره و پياده مىكنى ، تو را از اين اقدام بازندارم ،