شيطان صفت خود تنها ماندند ، گفتند ما با شما هستيم و ما آنان را به مسخره مىگيريم [ 101 ] » اكنون برخيزيد و بيعت كنيد . گفتند : خدايت رحمت كناد بيعت نمىكنيم ، كه امير المؤمنين شهيد شده - خدايش رحمت كناد - و ما هنوز نمىدانيم كه مردم چه كردهاند . جاريه گفت :
مىپنداريد كه چه كردهاند جز آنكه با حسن بن على ( ع ) بيعت كردهاند ؟ برخيزيد و بيعت كنيد .
سپس شيعيان على ( ع ) گرد آمدند و بيعت كردند .
( 1 ) جاريه از مكه بيرون آمد و به مدينه شد . مردم مدينه مصالحه كرده بودند كه ابو هريره بر مردم در نماز امامت كند . چون خبر آمدن جاريه به مدينه رسيد ابو هريره متوارى شد و جاريه به شهر در آمد و بر منبر فرا رفت و حمد و ثناى پروردگار به جاى آورد و بر رسول ( ص ) درود فرستاد ، سپس گفت :
« اى مردم ، على - رحمه اللّه - در آن روز كه زاده شد و در آن روز كه خدايش ميرانيد و در آن روز كه براى روز بازپسين زنده شود ، بندهاى باشد از بندگان صالح خدا . آن قدر كه مقدّر او بود بزيست و چون زمانش سر آمد رخت به جهان ديگر كشيد . بر شماتت كنندگان گوارا مباد مرگ سرور مسلمانان و برترين مهاجران و پسر عمّ پيامبر ( ص ) . سوگند به آنكه خدايى جز او نيست اگر بدانم چنين شماتت كنندهاى در ميان شما هست تا به خداى عزّ و جل تقرب يافته باشم ، خونش را مىريزم و هر چه زودتر رهسپار دوزخش مىنمايم . برخيزيد و با حسن بن على ( ع ) بيعت كنيد . » مردم برخاستند و بيعت كردند . جاريه آن روز را در مدينه ماند و فردا به كوفه بازگرديد . ابو هريره آشكار شد تا در نماز بر مردم امامت كند . بسر نيز برگشت و راه سماوه در پيش گرفت و به شام رفت . چون نزد معاويه رسيد گفت : يا امير المؤمنين سپاس خدا را كه با اين لشكر كه مرا داده بودى رفتم . و دشمنانت را هم در رفتن و هم در بازگشتن كشتم . از اين سپاه حتى يك تن آسيب نديد . معاويه گفت كه اين خواست خدا بود نه تو . شمار كسانى كه بسر در اين سفر رفت و بازگشت كشته بود سى هزار تن بود . قومى را نيز به آتش سوخت و ابن مفرغ شاعر گويد :
الى حيث سار المرء بسر بجيشه
به هر جا كه بسر لشكرش را در حركت
فقتل بسر ما استطاع و حرّقا
آورد تا توانست كشت و به آتش كشيد .
راوى گويد كه جارية بن قدامه در جرش بود كه خبر قتل امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) را شنيد . پس به مكه در آمد و پرسيد : آيا با معاويه بيعت كردهايد ؟ گفتند : ما را به اكراه واداشتند . جاريه گفت : مىترسم از آن گروه باشيد كه خداوند در حق آنها فرموده است : چون كسانى را كه ايمان آورند ديدار كردند گفتند ايمان آورديم . سپس از مكه به مدينه رفت و مردم را گفت : من در ميان شما امير المؤمنين نمىشناسم ، اگر مىشناختم خود به بيعت با او آغاز مىكردم ، پس با حسن بن على ( ع ) بيعت كنيد .
شنيدهايم كه على ( ع ) پيش از وفات خود بسر بن ابى ارطاة لعنه اللّه را نفرين كرده بود .