( 1 ) حركت بسر بن ابى ارطاة و حمله و تاراج او بر مسلمانان و اهل ذمّه و گرفتن او اموال را و بازگشتش به شام
ابو روق گويد : آنچه سبب شد كه معاويه بسر بن ابى ارطاة را به حجاز و يمن روانه دارد ، اين بود كه قومى بودند در صنعاء از پيروان عثمان كه كشتن او را امرى منكر مىپنداشتند ولى داراى نظام و رئيسى نبودند . اينان با وجود علاقهاى كه در دل با عثمان داشتند با على ( ع ) بيعت كرده بودند . عامل على ( ع ) در اين روزگار در صنعاء ، عبيد اللّه بن عباس بود و عامل او در جند سعيد بن نمران .
چون مردم در عراق در باب على اختلاف كردند و محمد بن ابى بكر در مصر كشته شد و مردم شام بر عراق حمله و تاراج آغاز كردند ، اينان نيز كه در يمن بودند به زبان آمدند و به طلب خون عثمان برخاستند و زكات ندادند و خلاف آشكار نمودند . اين خبر به عبيد اللّه بن عباس رسيد نزد جماعتى از سرانشان كس فرستاد و گفت : اين چه خبرهايى است كه از شما به من رسيده ؟
گفتند : همچنان قتل عثمان را منكر مىداريم و بر آنيم كه بر ضد كسانى كه در خون او سعى كردهاند مجاهدت كنيم . عبيد اللّه بن عباس آنان را به زندان كرد . اينان كه در صنعاء بودند به ياران خود در جند نوشتند مردم جند نيز بر سعيد بن نمران بشوريدند و او را از جند بيرون راندند و شورش آشكار كردند . از مردم صنعاء كسانى كه با آنان همعقيده بودند به ايشان پيوستند .
جماعتى هم كه سوداى انتقام خون عثمان در سر نداشتند به سوداى ندادن زكات با آنان همراه شدند .
عبيد اللّه و سعيد بن نمران و پيروان على ( ع ) با آنان روياروى شدند ابن عباس سعيد را گفت : مىبينى كه چگونه بر ضد ما متحد شدهاند و اينك در نزديكى ما هستند و من نمىدانم كه اگر با آنان پيكار كنيم سرنوشت چه خواهد شد . بيا به امير المؤمنين ماجرا بنويسيم و از شمار آنان و جايگاهشان آگاهش كنيم . پس به على ( ع ) چنين نوشتند :
« امّا بعد ، به امير المؤمنين خبر مىدهيم كه پيروان عثمان بر ما شوريدهاند و اظهار مىدارند