بگزارى و در ميان ركن و مقام به شهادت رسى ، خداوند تو را در روز قيامت با همان ميل و هوا كه دارى هر چه باشد ، زنده كند ، اگر ميل و هواى تو بهشتى باشد به بهشت مىروى و اگر ميل و هواى تو دوزخى باشد به دوزخ مىروى .
( 1 ) على ( ع ) گويد : هر كس كه ما اهل بيت را دوست بدارد ، بايد مهياى بلاهايى باشد . و گفت : دو گروه به سبب من به هلاكت رسند : يكى آنكه در محبت من افراط كند و يكى آنكه در دشمنى من كارش به افترا كشد .
على ( ع ) گويد : سه گروه به سبب من هلاك شوند و سه گروه نجات يابند . آن سه گروه كه هلاك شوند ، يكى آنكه مرا لعنت مىكند . دو ديگر آنكه مىشنود و اقرار مىآورد و سوم عامل گناه و آن پادشاه شادخوارى است كه مردم لعنت به مرا وسيلهء تقرب به او گيرند و در نزد او از آيين و عقيدت من برائت مىجويند و در حب من نزد او طعن مىكنند و حال آنكه حب من حب رسول اللّه ( ص ) است و دين من دين اوست . اما آن سه گروه كه به سبب من نجات مىيابند ، يكى دوستدار وابستهء به من و دوم دشمن دشمن من و سه ديگر دوست دوست من . چون بندهاى مرا دوست دارد و دوست مرا نيز دوست دارد و دشمن مرا دشمن دارد ، چنين كسى از من پيروى مىكند . پس هر كس بايد قلب خود را بيازمايد خداوند در درون هيچ كس دو قلب جاى نداده است كه با يكى دوست بدارد و با يكى دشمن . هر كه در دلش محبت ما با محبت ديگرى آميخته شود و مردم را بر ضد ما بر انگيزد ، بداند كه خدا و جبرئيل و ميكائيل دشمن او هستند و خدا دشمن كافران است .
ربيعة بن ناجد گويد : على ( ع ) مىگفت : رسول اللّه ( ص ) مرا فراخواند و گفت : يا على تو نيز همانند عيسى هستى : يهوديان با او دشمنى كردند تا آنجا كه به مادرش تهمت زدند و مسيحيان با او دوستى ورزيدند تا آنجا كه او را منزلتى نهادند كه نه از آن او بود .
على ( ع ) گويد : به سبب من هلاك شود دوستدارى كه در دوستى من افراط ورزد و دشمنى افترازننده كه خصومتش با من سبب شود كه به من بهتان زند . بدانيد كه من پيامبر نيستم و بر من وحى نازل نمىشود ولى تا آنجا كه بتوانم به كتاب خدا عمل مىكنم . آنچه شما را فرمان مىدهم در اطاعت خداى تعالى ، بر شماست كه از من اطاعت كنيد چه شما را خوش آيد و چه ناخوش آيد . اما اگر من يا ديگرى جز من شما را به معصيت خدا فرمان دهد ، در معصيت اطاعت نشايد . آنگاه سه بار گفت كه : اطاعت در كار نيك است .
محمد بن حنفيّه گويد : هر كه ما را دوست بدارد خداوند سود آن به او رساند اگر چه در ديلم اسير باشد .
الغارات ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
ص٢١٣