آنگاه كه در خانهء خود گوشه گرفت و بر على ( ع ) درود مىفرستاد .
( 1 ) يحيى از پدرش بازهم روايت مىكند كه گفت : من و زبيد ايامى بر قمير زن مسروق وارد شديم ، پس از مرگ مسروق . زن براى ما حكايت كرد كه مسروق و اسود بن يزيد دشنام دادن به على ( ع ) را از حد گذرانيده بودند . ولى مسروق نمرد تا آنگاه كه در هر نماز كه در خانه مىخواند بر على ( ع ) درود مىفرستاد . پرسيدم سبب چه بود ؟ گفت : چيزى از عايشه شنيده بود كه در نكوهش خوارج از پيامبر ( ص ) روايت كرده بود . ولى اسود با همان باور كه دربارهء على ( ع ) داشت از دنيا برفت .
( 2 ) ديگر ابو برده ، پسر ابو موسى اشعرى بود .
عبد الرحمن بن جندب گويد : ابو برده زياد را گفت : شهادت مىدهم كه حجر بن عدىّ به خدا كافر بود چونان كفر على بن ابى طالب .
و گويد : ابو برده پسر ابو موسى اشعرى به ابو العاديه جهنى قاتل عمّار بن ياسر گفت : تو عمّار را كشتهاى ؟ گفت : آرى . گفت : دستت را بگشاى چون گشود بر آن بوسه داد و گفت : اين دست را هرگز آتش دوزخ نسوزاند .
( 3 ) ديگر ابو عبد الرحمن سلمى بود .
عطاء بن سائب [ 80 ] گويد : مردى به ابو عبد الرحمن گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه آنچه از تو مىپرسم به من بازگويى . سپس گفت : آيا دشمنى تو با على از آن روزى نبود كه او به مردم كوفه مالى تقسيم مىكرد و به تو و اهل بيتت هيچ چيز نرسيد ؟ گفت : حال كه مرا به خدا سوگند دادهاى ، آرى ، چنين است .
سعد بن عبيده [ 81 ] گويد : ميان حيّان و ابو عبد الرحمن سلمى در باب على ( ع ) سخنانى رفت . ابو عبد الرحمن روى به حيّان كرد و گفت : مىدانى كه سرورت را چه چيز به خون ريختن دلير كرد ؟ - يعنى على بن ابى طالب را - گفت : بگو تا بدانم . چه چيز او را به خون ريختن دلير كرد ؟ گفت : شنيدهايم كه پيامبر ( ص ) به اصحاب بدر گفت : هر چه خواهيد بكنيد ، خدا شما را آمرزيده است . يا سخنى به همين مضمون .
( 4 ) از مخالفان على ( ع ) در حجاز ، ابو هريره بود و عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير و زيد بن ثابت و قبيصة بن ذؤيب و عروة بن زبير و سعيد بن مسيّب .
قريش و بنى اميه يكسره مخالف او بودند .
شريح بن هانى گويد : على ( ع ) مىگفت : بار خدايا در برابر قريش از تو يارى مىجويم .
اينان پيوند خويشاوندى با مرا بريدند و مرا محروم داشتند و عظمت منزلت من كوچك شمردند و همگان همدست شده به خلاف من برخاستند .
مسيّب بن نجبهء فزارى گويد : على ( ع ) مىگفت كه هر كس از بنى اميه را يافتيد سرش را در آب فرو كنيد و همچنان در آب نگاهش داريد تا اندرونش پر از آب شود .