بود و از او حكمت اقتباس مىكرد « 1 » ؛ البتّه نزديك به پنج قرن فاصله ميان زمان داوود و انباذقلس - چنان كه در تاريخها بدان اشاره شده است - « 2 » غبارى از ترديد بر اين گونه ادّعاهاى تاريخى افشانده است و ليكن آنچه بيشتر مورد توجّه است بيان اجمالى پيوند ميان حكمت و دين ، در باور دانشوران اسلامى است . موضوعى كه بىگمان بزرگانى چون امام خمينى رحمه الله هم در مقام اشاره به مطالب ياد شده در بعضى از آثار خود چيزى فراتر از اين را مورد توجّه قرار ندادهاند . « 3 » مرحوم علّامه طباطبائى رحمه الله را نظريهاى است مبنى بر اين كه : صفات فاضلهء انسانى و گزيدههاى رفتارى بشر ، يادگار پيامبران الهى است . « 4 » به هر روى به اجمال مىتوان نتيجه گرفت كه دين و حكمت از يك سرچشمه جوشيدهاند . بعضى از نويسندگان مغربزمين در توجيه اين كه « انباذقلس » در عين فلسفهدانى ، معلّم دينى نيز بوده ، گفتهاند : اين بر حسب اتّفاق نيست ؛ چه فلسفه نهتنها با شعر مربوط است ، بلكه با دين نيز بستگى دارد . دين ، فلسفهء دل است و فلسفه ، دين مغز . « 5 »
نكتهء ( 4 ) مربوط به كلمهء چهل و دوم :
امام خمينى قدس سره در تفسير سورهء حمد فرموده است : گاهى وقتها اختلافاتى كه بين اهل نظر و اهل علم حاصل مىشود براى اين است كه زبانهاى هم را درست نمىدانند . هر طايفهاى زبان خاصى دارد . امام رحمه الله پس از اشاره به داستان معروف مثنوى :
چار كس را داد مردى يك درم * آن يكى گفت اين به انگورى دهم « 6 »
هامش
( 1 ) - تتمهء صوان الحكمة ، ص 85 .
( 2 ) - سبكشناسى بهار ، ج 1 ، ص 70 ؛ نيز لغتنامه دهخدا ، واژهء داود .
( 3 ) - ر . ك : كشف الأسرار ، چاپ سوم ، 1327 ش ، ص 32 نيز هزار و يك كلمه از استاد حسنزادهء آملى ، ج 3 ، ص 192 .
( 4 ) - ر . ك : الميزان ، ج 2 ، ص 154 - 157 .
( 5 ) - ر . ك : هانرى توماس - دانالى توماس ، ماجراهاى جاودان در فلسفه ، ترجمهء انوشه سارا ، كتابهاى سيمرغ ، 1350 ش ، ص 8 .
( 6 ) - مثنوى دفتر دوم ، چاپ اسلاميه ، ص 205 .