در خاطرات ايّام جوانى « كاظمزاده ايرانشهر » - دانشمند و نويسندهء فقيد ايرانى - آمده كه وى در كتابى خوانده است : « اگر كسى در ماه رمضان پس از طلوع آفتاب از خواب بيدار شده و ببيند كه محتلم شده است بايد تا غروب آفتاب همان روز بول نكند . . . » « 1 » ؛ البتّه در اين نوشته نه نام صاحب اين فتوى و نه نام كتاب مورد نظر و نه مذهب نويسنده ، هيچكدام نيامده است ؛ بدين روى نسبت دادن صريح آن به عالمان دينى درست نيست ، اگرچه ممكن است كسى اين سخن را گفته و در جايى نوشته باشد . نمونهء ديگر ، فتوايى است كه در همين ايّام در رسانهها از قول يكى از مفتيان مصرى به نام « دكتر عزّت عطية » منتشر شده مبنى بر اين كه « چنانچه كارمندان مرد بخواهند با همكاران ادارى زن ، مَحرم گردند كافى است پنج نوبت شير آن زن را بخورند و بدين صورت ، مَحرميّت حاصل مىشود » ؛ اگرچه اين فتواىِ سخيف از شدّت فساد ، قابل بحث نيست ، در عين حال يكى از اساتيد بزرگوار حوزه به تجزيه و تحليل آن پرداخته و ريشهء روايى آن را در منابع حديثى اهل سنّت نشان داده و به نقد كشيده است . « 2 »
نكتهء ( 3 ) مربوط به كلمهء سى و نهم :
در تاريخ حكيمان گذشته به مواردى از پيوند شاگردى و ملازمت آنان با پيامران الهى اشاره شده است : شهرزورى در نزهة الارواح معروف به تاريخ الحكما ، لقمان حكيم را شاگرد داوود نبى و انباذقلس را شاگرد لقمان قلمداد كرده است ، نيز گفتهاند : وقتى فيثاغورث از شام به مصر آمد ، علم طبيعى و الهى را از سليمان آموخت و سقراط اين علوم را از او فراگرفت و بر علم خداشناسى اكتفا كرد ؛ امّا افلاطون علاوه بر آن ، علوم طبيعى و رياضى را نيز آموخت و ارسطو را در نوجوانى روحانى مىناميدند . « 3 »
ابوسليمان منطقى دربارهء ارسطو گفته است : وى بيست سال ملازم و همدم افلاطون
هامش
( 1 ) - آثار و احوال كاظمزاده ايرانشهر ، انتشارات اقبال ، 1350 ش ، ص 60 .
( 2 ) - روزنامهء افق حوزه ، سال پنجم ، شماره 153 ، چهارشنبه 23 / 3 / 1386 ، ص 1 و 2 .
( 3 ) - ر . ك : نزهة الارواح . . . ، ص 19 - 21 ؛ نيز روضات الجنات ، ج 2 ، ص 139 ضمن ترجمه حال ابو على بن هيثم .