[
كلمهء 63 ] بدعتگذارى
بعضى از آنان گروهى هستند كه نام خود را اهل ذكر و تصوّف نهادهاند . ادّعاى دورى از تشريفات و تكلّفات دارند ، خرقهها مىپوشند و در حلقهها مىنشينند ، ذكرها مىسازند و شعرها به غنا مىخوانند ، شعارِ توحيد آشكار مىكنند ؛ در حالى كه آنان را به علم و معرفت راهى نيست . صداهاى ويژهاى با بركشيدن نَفَس از خود اختراع كردهاند و رقصها و كفزدنهايى را ساختهاند . اينان در فتنهها غوطهورند ، بدعتها را به جاى سنّتها گرفتهاند ، صداهاى خود را به فرياد بلند مىكنند و صيحههاى بدآهنگى برمىكشند ، آيا از تازيانه خوردن فرياد مىكشيد يا از خدا دادخواهى مىكنيد يا با همپالكىهاى خود سخن مىگوييد ؟
خداوند با سوراخِ گوش نمىشنود ، پس صيحههاى خود را كوتاه كنيد ! آيا شخص دورى را صدا مىزنيد يا خفتهاى را بيدار مىكنيد ؟ خداوند برتر از اينهاست ، او را خواب نمىگيرد و زبانها او را به خطا نمىاندازد ؛ مانند ماهيانِ در نهر ، تسبيح گوى و خدا را با تضرّع و خوف ياد كن نه با صداى بلند ؛ او از شما دور نيست ، بلكه از رگ گردن به شما نزديكتر است .