تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
[

كلمهء 62 ] زشت‌انگارى

برخى از مردم چنين گمان مىكنند كه در مراحل تصوّف و خدايى شدن به حدّى رسيده‌اند كه مىتوانند هرآنچه اراده كنند با توجّه انجام دهند و دعاىشان در ملكوت شنيده و صداىشان در جبروت پاسخ داده مىشود . نام خود را « شيخ » و « درويش » ( نكتهء 9 ) نهاده و مردم را در اضطراب افكنده‌اند كه در مورد او به افراط و تفريط دچار گشته‌اند . يكى او را از حدود بشريت فراتر دانسته و ديگرى زبان به بدگويى و دشنامش گشوده است . او از حوادث و رؤياهاى خود حكايت‌ها نقل مىكند كه مردم را به شبهه مىافكند و در خبرهايش چيزهايى مىگويد كه مانند غيب تلقّى مىشود ؛ چه‌بسا از او مىشنوى كه مىگويد : ديشب پادشاه روم را كشتم و لشكر عراق را پيروز كردم يا سلطان هند را فرارى دادم و سپاه نفاق را زير و رو كردم يا آن كه فلان كس را به زمين زدم و مقصودش شيخ ديگرى مانند خود اوست يا بَهْمان كس را به وادى فنا فرستادم و منظورش كسى است كه به بزرگى او باور ندارد . چه‌بسا مىبينى كه در اطاقى تاريك ، چهل شبانه‌روز با چراغى مىماند و ابراز مىدارد كه روزه است و گوشت حيوان نمىخورد و به خواب نمىرود . گاهى در مقامى است كه سوره‌اى از قرآن را چند روز به تكرار تلاوت مىكند و چنين مىنمايد كه با اين كار مثلًا قرض يكى از مريدانش را ادا كرده يا حاجت يكى از دوستانش را برآورده ساخته است . گاهى ادّعا مىكند كه گروهى از پريان را به تسخير درآورده و خود يا ديگران را به مدد آن سپر ، حفظ مىكند . آيا او بر خدا دروغ مىبندد يا به جنون مبتلا شده است .
نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 143 | الفيض الكاشاني / عبد الله موحدى