تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
[

كلمهء 54 ] فصل

گروهى در گذشته ، عمل را شرط فراگيرى دانش و رسيدن به درجهء يقين نمىدانستند ، و نيز ادب را در اتّصاف به صفت كاملان ، شرط نمىشمردند ؛ بلكه اصلًا تفاوتى ميان دانش‌هاى سودمند در راه شناخت خداوند و روز قيامت و بين دانش‌هايى كه پيوندى با دين ندارد نمىشناختند ؛ بدين روى دانش‌هاى سودمند را رها كرده ، خود را به زهرهاى كشنده سرگرم مىداشتند بعد از آن كه سنّت‌ها را ميرانده ، بدعت‌ها را زنده كرده بودند و در همان بدعت‌هاى خود ، گروه گروه گشته بودند . آنان نماز جمعه و جماعت‌ها را ترك گفته ، به رسوم و عادات روى آورده ، محرّمات شرع را حلال دانسته و نشانه‌هاى آن را محو كرده بودند . جامه‌هاى گشاد پوشيده ، كلاه‌هاى بزرگ بر سر مىنهادند و در ميدان‌هاى باطل گام مىزدند با سربندهاى عالى و جمجمه‌هاى ميان تُهى . پس از آنان ، جانشينانى آمدند كه نماز را رها كرده به دنبال شهوت‌ها رفتند و هواها را چونان بُت‌ها پرستيده ، از چيزهايى پيروى مىكردند كه حجّتى با آن‌ها نبود تا به حدّى كه از دين ، جز نامى و از اسلامْ جز نقشى و از قرآنْ جز نوشته‌اى و از دانشْ جز نشانه‌اى باقى نماند . همّت آنان شكم‌هاشان و دين آن‌ها ثروت‌شان بود . نه به كم قانع بودند و نه به زياد سير مىگشتند . اگر مىخواستيم آن‌ها را به تو نشان مىداديم تا آن‌ها را با نشانه‌شان بشناسى و تو آنان را با لحن سخن مىشناسى .