[
كلمهء 53 ] روشنگرى
گوهرِ دانش در زواياى دلهاى عارفان پنهان است و دُرّهاى حكمت در كانون صدفهاى سينهء عالمان پابرجا ، به گونهاى كه اگر نزديكترين و با اعتمادترين برادران آنان بر كمى از آن دانش آگاه گردد آنها را كافر بپندارد ، در حالى كه اگر شخصِ عارف ، دوستِ نزديك خود را شايستهء آن دانش و حكمت يابد وى را از آن آگاه گرداند و دانش او را فراوان سازد و چنانچه ابوذر مىدانست كه در قلب سلمان چه مىگذرد ، وى را مىكشت و در اينجا [ يعنى در اين سينه ] دانشِ فراوانى وجود دارد . اى كاش جانهاى مستعدّى براى تحمّل آن مىيافتم !
من گوهرهاى دانش خود را پنهان مىدارم * تا مگر نادانى حقّ را نبيند مبادا به فتنه بيفتد
پيش از من هم اميرمؤمنان در همين مشكل بود * كه به حسين و پيش از او به حسن سفارش كرد
چه بسا گوهر دانشى كه اگر آن را آشكار سازم * به من خواهند گفت : تو از بتپرستان هستى
و مردان مسلمانى ريختن خونم را حلال خواهند شمرد * و بدترين كار خود را نيكو خواهند پنداشت
امر ما سخت است و سختياب كه كسى تحمّل آن را ندارد ، مگر فرشتهاى مقرّب يا پيامبرى مرسَل يا بندهاى كه خداوند قلب او را به ايمان آزموده است . بعضى از آن مردم كسانى هستند كه به سخن تو گوش مىدهند ، پس آيا تو مىتوانى چيزى به گوش ناشنوا برسانى اگرچه آنان تعقّل نكنند ؟ برخى از آنان كسانى هستند كه تو را مىنگرند ، آيا تو مىتوانى نابينا را راه بنمايى اگر چه آنان نبينند . خداوند به هيچكس ستم روا نمىدارد ؛ و ليكن اين مردماند كه به خود ستم مىكنند .