تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
تا فتنه‌تر كنى برخ خويشم اى نگار * نام مرا بجبهت خود كردهء نگار تو نام من بجبهت خود بر نوشتهء * من در سرشته عشق ترا با دل فكار
چون متوكل از جهان درگذشت ، همه كنيزكان او تسلّى يافتند ، مگر محبوبه . چون قصه بدينجا رسيد ، بامداد شد و شهرزاد ، لب از داستان فروبست .

چون شب سيصد و پنجاه و يكم برآمد

گفت : اى ملك جوان‌بخت ، چون متوكل درگذشت ، محبوبه پيوسته ملول و محزون بود و شبانروز همىگريست .

حكايت عشق بخرس

و از جملهء حكايتها اينست كه : در زمان خلافت الحاكم بامر اللّه ، 66 مردى
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 474 | مؤلف مجهول / عبد اللطيف طسوجى تبريزى