مكلل بسرگين در سرش بنهادند و منادى در پيش روى او ندا هميداد كه : اينست پاداش آنكه ملوك و فرزندان ملوك را بكشد . پس از آن بر دارش كشيده و جسدش را دو نيم كرده ، از دروازهء شهرش بياويختند . و ياران او چون اين بديدند ، همگى مسلمان شدند و وزير دندان ، كتّاب را فرمود اين حكايت
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٠٠