اسامى روزها و ماهها را در ضمن هزار و يك شب به فارسى نام ببرد و هريك را ببيتى دو بنهايت لطيف ، افتتاح نموده . چنان كه در شبانهء دوم گويد :
شب دوّم چو آشكار شد * شه بر لعبت دلارا شد
آن شب غصه سوز عيش اندوز * بد شب دلفروز بهمن روز
بوسه زد بر لبان هوش ربا * گفت اى آفتاب ماهلقا
بگشا خوش ز هم لب شيرين * كن تمام آن حكايت دوشين
پايان