كردند . نوهء ابو الفتح ، ضياء اللّه ، به نوشتهء شاهجهاننامه ، منصب نهصدى داشت . حكيم همام برادر كوچك ابو الفتح در علم و دانش و استعداد خوب نيز برادر او بود . نام حقيقىاش همايون بود ، امّا اكبر شاه به خاطر حفظ ادب او را همام ناميد . اگرچه از نظر منصب مقامى بلند نيافت و فقط تا منصب ششصدى رسيد ، امّا از نظر تقرّب و اعتماد مقامى كه به دست آورد كمتر از خاصّان ديگر نبود ، لذا مسئول سفرهء شاهى بود و او در جلسههاى مشورتى مديريت دفتر و اصول و ضوابط شركت مىكرد .
در سال 994 ه . / 1585 م . به عنوان سفير به خدمت عبد اللّه خان ازبك اعزام شد و در زمان مأموريت سفارت خبر درگذشت ابو الفتح رسيد . اكبر با اندوه فراوان تسليتنامه را ارسال كرد . در سال 1003 ه . / 1594 م . بر اثر بيمارى سل در لاهور درگذشت و در حسن ابدال در جوار برادرش به خاك سپرده شد . او نيز در تدوين تاريخ الفى سهيم بود .
در فتح پورسيكرى ( آگره ) بقاياى حمّام حكيم همام تاكنون مانده است . يكى از فرزندان حكيم همام به نام حكيم حاذق در عهد شاهجهان به تدريج تا منصب سه هزارى رسيد و در 1067 ه . / 1656 م . در آگره وفات يافت . فرزند ديگرش حكيم خوشحال خان با شاهزاده خرّم بزرگ شده بود و وقتى شاهزاده خرّم ، شاهجهان شد ، او به منصب هزارى نايل گشت . كوچكترين برادر ابو الفتح ، نور الدّين بود كه به شاعرى علاقهء خاصّى داشت و تخلص او قرارى بود . صاحب ديوان است . داراى صفات فقر و فروتنى بود و مىگفت كه حكيم ابو الفتح همهء دنياست و همام همهء آخرت ، لذا او از هر دو بىنياز بوده آزادانه مىزيست . 2
1
حكيم مظفّر بن محمّد حسينى شفايى
كلّيّات شفايى
حكيم مظفّر بن محمّد حسينى شفايى طبيب و شاعر معروف عهد اكبر شاه است . او از