نخست حكيم لطف اللّه وارد هندوستان شد و به منصب دوصدى رسيد ولى عمرش وفا نكرد و پس از چند سال درگذشت . حكيم ابو الفتح با دو برادرش حكيم همام و حكيم نور الدّين در حدود 974 ه . / 1567 م . به هندوستان آمد ( نزهة الخواطر و سر ويليام بيلى ) . هر سه برادر در دربار اكبر شاه مقام و مرتبه به دست آوردند . حكيم ابو الفتح بسيار باهوش و دانا بود و در طبّ و علوم ديگر مقامى ممتاز داشت . او پيش پدرش درس خواند و بنا به روايتى شرف شاگردى حكيم عماد الدّين محمود شيرازى را نيز داشت . بنا به نوشتهء اكبرنامه حكيم ابو الفتح در سال 27 جلوس اكبر تأسيس دار الشفا را پيشنهاد كرد و در همان سال با رسيدن خبر بىقانونى در خريدوفروش اشياى مختلف ، افراد مختلف را به عنوان ناظر براى اشياى مختلف تعيين كرد . پس از آن اكبر شاه حكيم ابو الفتح را مأمور نظارت بر داروهاى گياهى كرد . اگرچه به حكيم ابو الفتح فقط منصب هفتصدى عطا شد ولى در اكبر شاه تأثير فراوان داشت و اكبر براى حرفهايش و توصيههايش ارزش قايل بود . حكيم ابو الفتح منصبهاى صدارت و امينى را نيز داشت .
اكبر در سال 1580 م . او را مقام صدارت بنگال داده بود . در سال 1589 م . اكبر به كشمير رفت و ابو الفتح همراه او بود . وقتى اكبر از كشمير عازم كابل شد ، در راه ابو الفتح به درد شكم و اسهال مبتلا شد و در 16 شعبان 997 ه . / بيستم ژوئن 1589 م . در دمتور درگذشت و در حسن ابدال به خاك سپرده شد . به نوشتهء مآثر الامرا در زمان بيمارى وى ، اكبر شاه شخصا دو سه بار به عيادتش رفته بود . فيضى براى او مرثيهاى سرود .
از تأليفات حكيم ابو الفتح فتّاحى در شرح قانونچه ( داراى چهارصد و پنجاه صفحه ) .
قياسيه در شرح اخلاق ناصرى ( يكهزار و چهارصد صفحه ) و مجموعهء نامههاى او به نام چهارباغ است . مجموعهاى از مجرّبات نيز تدوين كرده بود كه نسخهء خطّى آن در كتابخانهء دانشگاه پنجاب موجود است . فرزند ابو الفتح ، فتح اللّه نام داشت . در عهد جهانگير شاه به اتهام توطئه عليه خسرو دستگير شد و به كيفر آن چشمانش را كور
قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: ظل الرحمن
ص١٤٤