تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
حميد بن مسلم مىگويد : عمرو با عبد اللّه روبرو شد پيشانى او را هدف قرار داد و تيرى رها كرد و عبد اللّه دستش را روى صورت گذارد كه از اصابت تير جلوگيرى كند تير آمد و دستش را به پيشانى دوخت ، خواست دستش را بردارد نتوانست ، تير ديگرى رها كرد قلب عبد اللّه را شكافت و به زمين افتاد ، بنا به نقل ابو مخنف ، و مداينى و ابو الفرج بر خلاف ديگران شهادت عبد اللّه پس از شهادت علىّ بن الحسين ( ع ) بوده است . * * *

15 - محمّد بن مسلم بن عقيل بن أبي طالب ( ع )

: مادر محمّد أمّ ولد و كنيزى بوده است ، ابو جعفر طبرى مىنويسد : اولاد أبي طالب پس از شهادت عبد اللّه بن مسلم ، دسته جمعى حمله كردند ، حسين ( ع ) فرياد زد : براى نيل به شهادت شكيبا و صبور باشيد عموزاده‌ها ! در اين حمله محمّد بن مسلم به شهادت رسيد . ابو مرهم أزدى و لقيط بن اياس جهنى او را شهيد كردند . * * *

16 - محمد بن ابى سعيد بن عقيل بن أبي طالب ( ع )

: مادر محمد كنيز أمّ ولدى مىباشد ، مورخين از حميد بن مسلم نقل كرده‌اند : وقتى كه حسين ( ع ) در قتلگاه افتاده بود نوجوانى وحشتزده و هراسان از خيمه‌ها بيرون آمد و به راست و چپ خيره مىشد ، سوارى به او حمله كرد و ضربتى فرود آورد و او را شهيد كرد ، نام نوجوان را پرسيدم ، گفتند : محمد بن ابى سعيد است از نام سوار سؤال كردم گفتند : لقيط بن آيس جهنى است . هشام كلبى نقل كرده است : هانى بن ثبيت حضرمى گفت من از كسانى بودم كه هنگام شهادت حسين ( ع ) حضور داشتم ، به خدا سوگند من دهمين نفر بودم كه ايستاده بودم . همه‌ى ما سوار اسب بوديم ، اسبان را به حركت درآوردند ، اسبها تواضع كردند و جلو نرفتند ، در اين هنگام نوجوانى از نزديكان حسين ( ع ) بيرون آمد ، عمود خيمه‌اى در دست و ازار و پيراهنى بر تن داشت وحشتزده و هراسان بود ، به راست و چپ خيره مىشد ، گويا مىبينم كه دو مرواريد درخشان به گوشهايش آويخته به اطراف توجّه