مردم كوفه را ديد پيش از آنكه با وى آنچنان رفتار كنند كه كردند عبد اللّه را به نزد حسين ( ع ) فرستاد تا جريان را به آن حضرت خبر دهد پس حصين بن تميم او را بازداشت كرد ، و پيش آمد آنچه كه به تفصيل بيان كرديم .
* * *
20 - سليمان بن رزين مولى حسين بن على بن أبي طالب ( ع )
: سليمان از خدمتگزاران حسين ( عليه السلام ) مىباشد ، كه حضرت هنگامى كه در مكه بود نامههاى رؤساى قبائل پنجگانه بصره را به وسيلهء ايشان فرستاد .
طبرى مىنويسد ، حسين ( عليه السلام ) به رؤساى قبائل پنجگانه و اشراف و بزرگان بصره مانند : مالك بن مسمع بكرى ، احنف بن قيس تميمى ، منذر بن جارود عبدى ، مسعود بن عمرو أزدى ، قيس بن هيثم ، عمرو بن عبيد اللّه بن معمّر نامه نوشت ، تمام نامهها به اين مضمون بود : « امّا بعد خداوند از ميان مردمان محمّد ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را برگزيد و او را به مقام نبوّت گرامى داشت و به سوى خلق فرستاد ، پس از اينكه راه سعادت را به مردم نشان داد و رسالت الهى را به پايان رساند خداوند او را به ملاء اعلى نزد خود برد پس از رحلت آن حضرت ما نزديكان و دوستان ، اوصياء و وارثان رسول خدا ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و شايستهترين مردم به جانشينى آن حضرت در ميان مردم بوديم ولى مردم ديگران را بر ما مقدّم داشتند ، و ما به اين امر تن داريم و از تفرقهء أمّت اسلامى پرهيز كرديم . عافيت و عاقبت خير را مدّ نظر قرار داديم ، در صورتى كه يقين داشتيم كه خلافت شايسته و حقّ ما مىباشد . با پيك خود اين نامه را براى شما فرستادم و شما را به عمل به كتاب خدا و سنّت پيامبر مىخوانم ، زيرا سنّت پيامبر از بين رفته و بدعت در دين احداث گرديده است ، اگر به سخن من گوش فرا دهيد و دستور مرا اجراء نمائيد شما را به راه رشد و سعادت هدايت خواهم كرد . »
پس از وصول نامه برخى از ايشان جريان را پنهان داشتند و عذر آوردند يا اينكه قول مساعد و حمايت و اطاعت دادند ، ولى منذر بن جارود هم فكر كرد كه اين امر حيله و دسيسهاى از طرف عبيد اللّه بن زياد باشد - عبيد اللّه داماد منذر بود و « بحريّه » دختر منذر زن او بود - شبى كه عبيد اللّه فرداى آن شب مىخواست به سوى كوفه حركت كند منذر