بنگر به سيرهء رسول اكرم ( ص ) كه با اسيران آن هم كفّار و معاندان چه گونه رفتار مىنمودند و بنگر به سخن رسول خدا ( ص ) كه مىفرمايد : با كريمان هر قدم با احترام و بزرگوارى رفتار نمائيد ، با نظر گرفتن اين سيره ارزنده به رفتار و كردار بنى اميّه هم بنگريد كه چه گونه با اسيران آن هم اسيران خاندان خود رسول ( ص ) « 1 »
اسارت اهل بيت ( ع ) اسارت خاندان رسالت ( ص ) پس از شهادت ابا عبد الله الحسين ( ع ) يكى از غمبارترين و دلخراشترين حوادث تلخ تاريخ اسلام مىباشد كه به هيچ منطق و روشى ، قابل توجيه و تحليل نيست جز آنكه نهايت قساوت و شدّت كينهء امويان را نسبت به اسلام و آورندهء بزرگوار آن نشان دهد ( نويسنده محترم طبق روال خود نخست پيش پرداخت مقدّمهاى آورده است و آنگاه به متن حادثه مىپردازد : )
اهل سيره گفتهاند اهل و عيال و فرزندان ابا عبد الله الحسين ( ع ) را بر ابن زياد وارد ساختند پس زينب دختر على ( ع ) و خواهر حسين ( ع ) در زمرهء آنان بود به صورتى قرار داشت كه شناخته نگردد به مجلس او وارد شد در حالى كه كمبهاترين لباسهايش را به تن كرده بود او از مجلس عبور كرد و در ناحيهاى از قصر نشست دختران و بانوان دور او را گرفتند كنيزان و خدمتگزاران بر دور او حلقه زدند
ابن زياد حساس شد و پرسيد اين بانوئى كه در گوشهاى از قصر نشست و زنان دور او را گرفتند كيست ؟
پس زينب جواب نداد او دوباره سؤال خود را تكرار نمود و پاسخى نشنيد و بار سوم از او پرسش نمود برخى از كنيزان و خدمتگزاران ، پاسخ دادند اين زينب دختر فاطمه دختر رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) مىباشد .
پس ابن زياد رو به سمت او كرد و گفت : « الحمد للّه الذي فضحكم و قتلكم و أكذب أحدوثتكم » « حمد و سپاس مر خدائى را كه ما را با نبوّت محمد ( ص ) مكرّم داشت و ما را از پليدى مطهّر پاك و پاكيزه گردانيد « 2 » فرد فاسق مفتضح مىگردد و فرد فاجر به دروغ كشيده مىشود و او جز ما خاندان مىباشد » .
ابن زياد رو به زينب ( س ) گفت : كار و تدبير خدا را با اهل بيت خود چگونه ديدى ؟
زينب ( س ) فرمود : « هر چه ديدم زيبا و جميل بود اينان قومى بودند كه خداوند متعال بر آنان قتل و كشته شدن در راه خويش را مقدّر ساخته بود پس به جايگاههاى خويش روان شدند و خداوند به زودى بين تو و آنان را جمع خواهد نمود و تو مورد محاجّه و تخاصم قرار خواهى گرفت پس بنگر كه صلاح و آسايش از آن كى خواهد بود مادرت در عزاى تو بنشيند اى پسر مرجانه ! »
ابن زياد غضبناك شد و تازيانه خواست چون زينب كبرى او را با افعال شنيع مادرش تحقير و سرزنش نموده بود چون مرجانه يك زن
هامش
( 1 ) - ( ترجمه از داستان راستان ج 2 ص 221 تا 226 . )
( 2 ) - كنايه است كه شما هنوز آن پليدى و ناپاكى و فسق و فجور را داريد ( مترجم )