كلمهء « خرقه » خطوط نزديك به هم مىباشد اين كلمه را از راه بازى و ملاعبه فرموده است « ترق » يعنى « به پر ! بالا بيا ! » و « عين بقّه » كنايه از ضعف چشم و بينائى است مرفوع و خبر مبتداء محذوف مىباشد .
روايت طاووس يمانى : در برخى از كتابهاى معتبر از طاووس يمانى روايت شده است كه : « حسين بن على ( عليها السلام ) » هنگامى كه در جايگاه تاريكى مىنشست مردم به بركت درخشندگى و سفيدى پيشانى او راه مىجستند و پيامبر خدا ( ص ) بيشتر اوقات پيشانى و گلوى او را مىبوسيد جبرئيل روزى نازل گرديد و زهرا را در حال خواب ديد در حالى كه حسين در گهوارهاش قرار داشت و گريه مىكرد جبرئيل به او دلدارى مىداد تا اينكه زهرا ( س ) از خواب بيدار شد و صدائى را مىشنيد كه كودك را دلدارى ميداد به اين طرف و آن طرف نگريست ولى كسى را نديد اين جريان را به پدرش پيامبر خدا ( ص ) بازگو نمود پيامبر خدا ( ص ) فرمودند او جبرئيل ( عليه السّلام ) بود .
مؤلّف مىگويد : « به صورت اين خبر اشاره دارد آنچه در مقتل آمده است : كه رباب پس از شهادت در حق همسرش ابى عبد اللّه الحسين ( ع ) مرثيه مىخواند و مىگفت « آنكه او نورى بود كه با نور او روشنائى مىجستند + او در كربلا مقتول است و مدفون ناشده مىباشد » و در برخى از كتابهاى اخلاقى با اين عبارت و لفظ ديدهام كه عصام بن مصطلق گويد : وارد مدينه شدم و چشمم تا به حسين بن على ( عليه السلام ) افتاد رؤيت شمائل او مرا به شگفت و تعجّب واداشت حسد و كينهام را كه به پدرش داشتم تحريك نمود به او گفتم : آيا تو فرزند ابو تراب نيستى ؟ در پاسخ گفت : بلى من فرزند بو تراب هستم .
كينه و عداوتى كه نسبت به پدرش داشتم مرا واداشت كه ناسزا و جملات ركيكى را در حقّ او و پدرش آغاز نمايم او نگاه محبّتآميز و پرعطوفتى به سوى من افكند سپس فرمود :
« با نام و ياد خداى مهربان و بخشنده و پناه مىبرم به خداى متعال از شرّ شيطان رجيم ، و رانده شده
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٧٩