محكوم عذاب الهى نشويد و مسلما قاتل او مفترى زيانكار است . پس امام فرمود : آنان با ردّ دعوت به حق تو ، مستوجب عذاب گشتهاند و هنگامى كه اقدام به ريختن خون تو و يارانت نمودهاند و بعد از كشتن برادران صالحت ، مىخواهى نجات يابند ؟ ! گفت : درست گفتى فدايت شوم . آيا به سوى خدا نرويم ؟ و به برادرانمان ملحق نشويم ؟ فرمود : برو به سوى خير دنيا و آنچه در آنست و به سوى ملكى كه هرگز كهنه نمىشود . حنظله گفت :
درود بر تو اى ابا عبد اللّه ! صلوات خدا بر تو و بر خانوادهات و خدا ميان ما و شما در بهشت آشنائى مقرّر فرمايد ! حسين ( ع ) فرمود : آمين ! آمين ! . سپس با شمشير آخته به دشمن حمله كرد و مشغول جنگ شد تا اينكه متوجّه او شدند و او را در شدّت و بحران جنگ به قتل رساندند . رضوان اللّه تعالى عليه .
* * *
39 - عبد الرحمن بن عبد اللّه ارحبى :
عبد الرّحمن بن عبد اللّه بن كدن أرحب بن دعام بن مالك بن معاويه بن صعب بن رومان بن بكير همدانى ارحبى ( بنى ارحب شاخهاى از همدان است ) ، فردى موجّه ، تابعى ، دلير و جسور بوده است . مورخين گفتهاند : اهل كوفه او را به مكّه فرستادند تا با قيس بن مسهّر كه نامههائى با خود داشتند . تعداد نامهها تقريبا 53 عدد بود و هر نامه به عنوان دعوت امام ، از سوى جماعتى نوشته شده بود . نخست عبد اللّه بن سبع و عبد اللّه بن وال اعزام شده بودند و بعد از اينها ، قيس و عبد الرحمن و در مرحله سوم هم سعيد بن عبد اللّه حنفى و هانى بن هانى سبيعى اعزام شدند . عبد الرحمن دوازده شب از ماه رمضان گذشته وارد مكّه شد و پيامآورندگان در اينجا با هم ديدار كردند .
ابو مخنف گفته است : چون امام ( ع ) ، مسلم را خواست و به كوفه اعزام كرد ، قيس و عبد الرحمن و عمارة بن عبيد سلولى را كه از اعزاميها بود ، همراه او فرستاد و سپس عبد الرحمن به خدمت امام برگشت و جزو ياران او بود تا اينكه روز دهم محرّم آن وضع را ديد و اذن قتال خواست و به ميدان رفت و مىجنگيد تا كشته شد . رضوان اللّه تعالى عليه .
* * *