3 - يرقان سياه بدنى ؛ يعنى يرقانى كه سياه است و بدن انسان آن را به وجود آورده است . كه آن هم چند صورت دارد .
الف - حرارت شديد سراسر بدن را دربرگرفته ، از اثر حرارت خون سوخته و به مادهء سودائى تبديل شده است .
ب - سرماى شديد بر بدن وارد آمده ، خون يخ بسته و سياه گرديده است .
تو مىتوانى حالت خون را كه سبب يرقان زرد يا يرقان سياه مىشود ، با همان حالت خون كه در بيمارى استسقاى گوشتى - كه بحثش گذشت - قياس كنى ؛ مشروط بر اينكه تباهى آشكار در كبد رخ نداده باشد و حالت تباهى خون تنها در رگهايى باشد كه در بدن متفرق و منتشر شدهاند .
و مىتوانى سبب يرقان سياه را همچون يرقان زرد به دو بخش تقسيم كنى . يعنى دو حالت احتمالى :
1 - يا يرقان از زياد بودن ماده است يعنى بيش از حد طبيعى است .
2 - يا از بند آمدن و از جريان افتادن ماده از راه طبيعى است . كه اين دو حالت در يرقان زرد و سياه يكى است .
گاهى امكان دارد هر دو نوع از يرقان باهم جمع آيند . يعنى يك شخص در آن واحد هم يرقان زرد و هم يرقان سياه داشته باشد ؛ كه تفصيل آن از اين قرار است :
الف - مادهء صفرائى زياد در بدن منتشر شده است ، قسمتى از خون سوخته ، با آن صفراى در بدن منتشر شده درآميزد . خون تبديل به سودا مىشود و در نتيجه هر دو حالت يرقانى زرد و سياه رخ مىدهند .
ب - يا اينكه بلا از دو جبهه آيد ؛ از طرفى كبد و كيسهء زهره لشكر خود را در كبد مىپراكنند . و از طرف ديگر طحال به سودا پراكنى سرگرم است . در اين برخورد دو جانبه هم يرقان زرد و هم يرقان سياه بر بدن بيمار بيچاره چيره مىشوند .
برخى از اطباء عقيده دارند كه يرقان زرد يكباره و ناگهانى مىآيد ؛ اما يرقان سياه بدون مقدمه و ناگهانى پيدا نمىشود . و گويند سبب توليد صفرا ، قوىتر از سبب توليد مادهء سودائى است . كه اين عقيده درست نيست هرچند چنان كه آنها گويند در اكثر حالات چنين باشد .
گاهى اتفاق مىافتد كه يرقان سياه بحرانى در بيمارى طحال و امثال آن باشد ، و اين در حالتى است كه سببى مانع آيد و طبيعت از آن سبب مانع نتواند بر خلل وارده آگاهى يابد و در رفع آن بكوشد .
اكثرا بيماران يرقان زرد ، شكم بسيار قبض دارند ؛ زيرا ابزار خبرداركننده و گزنده - كه آن را شناختهاى - بند آمده از كار بازماندهاند .
كسى كه به بيمارى يرقان مبتلا شود و به معالجه نپردازد و آن را به حال خود بگذارد ، و مادهء بيمارى تحليل نرفته بماند ، با خطر روبرو است ، و بسيارى از آنها به مرگ ناگهانى مىميرند .
بدترين نوع بيمارى يرقان كه منشأ از كبد داشته باشد آن است كه كبد ورم كرده باشد . بقراط راجع به اين حالت است كه مىفرمايد : « اگر كسى بيمارى يرقان دارد و كبدش سخت و سفت است ،
قانون ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٢٥