برگرديم به نتيجهگيرى از ريزش ريختنىهاى مغز ، كه از مجراهاى ذكر شده عبور مىكنند .
اگر فضولات زياد باشد علامت آن است كه مواد زياد است ، علامت آن است كه انگيزهاى در كار است كه اين فضولات در اندام فزونى يافته است . علامت آن است كه دفعكنندهء فضولات نيرومند است كه سابقا اينها را دانستهاى !
اگر فضولات كمتر از حال عادى باشند يا اصلا نباشند و در عين حال سنگينى يا سوزش يا گزش يا كشيدگى يا تپش يا گيجى يا صداهايى در سر حس شود ، دليل آن است كه راهبندانى هست و پرشدنى هست و نيروى دفعكننده ناتوان است .
اگر فضولات گزنده و سوزنده و نيشگونزننده باشند و سنگينى كمتر حس شود و رنگ رخساره و چشم زرد گردد ، دليل وجود مادهء صفرايى است .
اگر سر گران و با تپش باشد و رنگ روى و چشم قرمز شود و رگها باد كنند ، دليل آن است كه فضول مادهء خونى است .
اگر بيمار احساس تنبلى و سستى كند و رنگش به رنگ سرب بگرايد و چرت بزند و مايل به خوابيدن باشد ، دليل آن است كه مادهء فضول بلغمى است .
اگر در چنين حالتى بيمار رنگ را باخت و به فراموشكارى دچار آمد و سرش كمتر گرانى كرد و خواب بسيار بر او مستولى نشد و ساير علامات ذكر شده در او نبود ، دليل آن است كه مادهء فضول سودايى است .
هرگاه يكى از اين علامتها همراه صداهاى سر و سرگيجه و انتقال باشد ، دليل برآن است كه مادهء فضولى ، باد كردگى و بخار توليد كرده است و گرمايى در آن دستاندركار است .
اگر ريختنىها از ريزش بازماند و سر سبك باشد حتما دليل وجود خشكى است .
تاكنون ما راجع به چندى فضول و سر باز زدن فضول از ريزش صحبت كردهايم اينك به چگونگى آن مىپردازيم :
اگر ريختنى رنگش به زردى بزند و رقيق باشد و گرم و تلخ و گزنده باشد ، بايد دانست كه مادهء صفرايى است .
و اگر سرخ رنگ و شيرين مزه است و چشم و روى بيمار قرمز شده و عرق مىريزد و حرارت دارد مادهء فضولش خونى است .
فضول شورمزه ، شيرين مزه و بدون ساير علامتها ، فضول بوركى در لمس كردن سرد يا گرم دليل وجود بلغم است كه گرما در آن اثر بخشيده است .
فضول بىمزه و در لمس سرد ، دليل بلغم ناپخته است .
تا اينجا دليلهايى را ذكر كرديم كه متعلق به مزه و رنگ و هيأت و لمس كردن باشد كه نشايد بوى زائدهها را ناديده گرفت .
اگر فضول بد بوى باشد دليل وجود گرمى است .
اگر بىبوى باشد دليل وجود سردى است ولى نه به اندازهء بد بوى كه دليل گرمى است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢١