مىشود .
يكى ديگر از بيماريهاى مغزى بيمارى فراموشكارى است و اين بيمارى يا از ناتوانى ذهن است يا ذهن به كلى از كار مىافتد . جالينوس در اين زمينه حكايت مىكند كه وقتى از اثر جنگ و كشتارى كه در سرزمين حبشه روى داد و لاشهها گنديده بودند مردم از بوى گند لاشهها به بيمارى فراموشى گرفتار آمدند . بسيارى از اين بيماران نام خود يا نام پدر خود را فراموش مىكردند .
ناتوانى ذهنى اكثرا علامت آن است كه از سردى يا رطوبت يا خشكى ، آسيبى به قسمت عقبى مغز وارد آمده است .
گاهى ذهن مشوش مىشود ، مثلا انسانى چيزهايى را به ياد مىآورد كه اصولا نديده و نشنيده است . اين حالت دليل بر گرمى مزاج مغز است و اين گرمى يا همراه ماده است يا بدون ماده و اگر ماده باشد اكثرا بايد مادهء سرد باشد .
به شرطى كه مزاج بيش از حد به تباهى نيانجاميده و نيرو از كار نيفتاده باشد ، در اين حالت چنانكه ذكر شد سبب به جز گرمى زياد نيست .
حالا به موضوع بازمىگرديم و بهطور اختصار براى درك حالات مغز دستوراتى ذكر مىنماييم و مىگوييم :
موجب از كار افتادن كنشهاى حسى از يكى از سببهاى زير است :
1 - سردى بر مزاج مغز ، چيره است و آن سردى يا در جرم مغز جاى گرفته يا قسمت جلو را در بر دارد يا اينكه در كاوكهاى مغز است .
2 - سردى و رطوبت بر مغز غالبند .
3 - خشكى سبب است كه ناتوان شدن كنشهاى حس را بدين سببها بايد برگردانيد .
تغيير يافتن و از مجراى طبيعى خارج شدن كنشهاى حسى از يكى از انگيزههاى زير است :
1 - ورمى در مغز است .
2 - مزاج صفرايى ، يا مزاج سودايى بر مغز غالب آمده است .
3 - جرمى بيگانه وارد مغز شده است .
نامناسب نيست كه طرز خواب ديدن را از جملهء علامات بازنماى احوال مغز به شمار آوريم .
1 - كسى كه زياد در خواب چيزهاى زردرنگ و گرم مىبيند دليل آن است كه صفرا بر مزاج مغز غالب است .
2 - و همچنين در خواب ديدن چيزهايى كه با مزاجهاى گوناگون تناسب دارند كه نياز به برشمردن همهء آنها نيست هريك از حالت مغز گزارش ويژه دارند .
3 - خوابهاى پريشان ديدن علامت گرمى و خشكى زياد در مغزند . اكثرا خوابهاى پريشان بيماريهاى گرم مغزى را به دنبال دارند .
4 - خوابهاى هولناك و خوابهايى كه بعد از بيدار شدن فراموش مىشوند اكثرا دليل بر وجود سردى و رطوبت در مغز است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٨