نكند ( بيرون ندهد ) و چيزى از او كم نشود .
مغزى كه از تر مزاجى تباه است مصلحتش در استفراغ زياد و بيرون راندن مواد است .
علامت به دست آوردن واكنشهاى مغز مثلا زود گرم شدن ، زود سرد گرديدن ، دستورش چنين است :
مغزى كه زود گرمىپذير است نشان از گرممزاجى دارد چنانكه اين بحث را همراه شروطش در كتاب كلى آوردهايم .
مغزى كه زود به سردى گرايد يا اينكه به سرعت مايل به خشكى گردد علامت كمرطوبتى يا علامت گرم مزاجى است . اما چگونه فرق بگذاريم كه از كم رطوبتى است يا از گرممزاجى ؟
اولى كه عبارت از كم رطوبتى است ، ساير علامتهاى خشكى مغز را همراه دارد ، مانند :
بىخوابى و غيره كه همهء علامتها را در باب علامات مزاج مغز ذكر خواهيم كرد .
دومى كه حرارت مزاج باشد ، تنها در بعضى اوقات كه جنبش زياد و شديد يا گرماى شديد يا همانند گرماى شديد - خلاصه انگيزههاى خشكى روى دهد - خشكى را مىرساند ، ولى در بعضى اوقات با دلايل خشكى همراه نيست .
مغزى كه خشك مزاجىاش از گرمى باشد ساير علامتهاى گرممزاجى را به همراه دارد .
مغزى كه به زودى تر گردد چند احتمال دارد : يا از اثر گرمى گوهر يا از سردى گوهر اوست ، يا اينكه مزاج گوهر اصلى آن تر بوده يا گوهر مزاج اصلىاش خشك است .
1 - اگر از گرمى گوهر باشد ، بايد علامتهاى حرارت همراه داشته باشد و بايد دانست كه چنين تر مزاجى - كه از گرمى باشد - هميشگى نيست ، تنها بعد از حرارتى زياد از اندازه كه در مغز پديد آمده رطوبت را به سوى خود كشيده است و رطوبت مغز را پر كرده است پيدا شده است . و در اين حالت اگر گرمى در چيرگى خويش ماندگار باشد رطوبت را مىراند و خشكى روى دهد . اما اگر رطوبت بر مغز چيرگى يابد مغز از گرمى دست برمىدارد و سرد و تر مزاج مىشود و اگر گرمى و رطوبت در يك مستوا باشند و هيچكدام بر ديگرى غالب نيايد ، اكثرا عفونت و بيماريهاى عفونى و ورم به دنبال دارد . زيرا چنين رطوبتى غريزى نيست كه حرارت غريزى بهطور طبيعى در آن دست به كار شود ؛ حرارت غريزى تأثير غير طبيعى بر اين رطوبت بيگانه مىگذارد كه عفونت به بار آرد .
2 - اگر از سردى گوهر باشد ، رطوبت يكباره نيامده است بلكه روزها طول كشيده است تا رطوبت تكوين يافته و اگر به سرعت آمده باشد ، بايد علامت سردمزاجى مغز موجود باشد ، حتى اگر سبب رطوبت خود مغز هم باشد .
پس سرعت در رطوبت دو احتمال دارد : احتمال اول اينكه رطوبت از سردى آمده و سردى نيروى هاضمهاى را كه غذاهاى رسيده به مغز را تغيير مىدهد تباه گردانيده و رطوبت پيدا شده است . پس هرگاه چنين سرديى يكباره روى آورد ، رطوبت به سرعت به دنبالش مىآيد و يكباره مىآيد و اگر همراه اين حالت راهبندان در مجارى روى دهد فضول ( زوائد ) بند آيند و از ريزش باز مىمانند . و بايد دانست كه اين حالت هميشگى و لازم و ملزومى است و از آن حالتها نيست كه
قانون ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٣