سرفه انواع دارد :
الف - سرفهء تر .
ب - سرفهء خشك ؛ سرفه خشك آن است كه تف كردن مادهء ناباب در آن نيست .
سبب سرفهء خشك از سوء مزاج گرم يا سوء مزاج سرد يا سوء مزاج خشك ساده و بدون ماده است .
شايد سبب سرفه كردن ، پيدا شدن ورمهاى گرم در اطراف سينه باشد و تا ورم پخته مىگردد و مىرسد سرفه هست و ممكن است با ورم سخت ناپخته و نارسيده سرفه باشد ، امّا سرفهء بسيار خشك .
امكان دارد سبب سرفه ، ورم كبد باشد ؛ كه ورم در طرف اندامان آويزه پديد آمده باشد .
گاهى سبب سرفه ورمهاى سپرز است .
و ممكن است ريم و چرك زخم ، فضاى سينه را بياگند و بدون سرفه بيرون نيايد .
و بدان ! كه گاهى ممكن است همراه سرفه چيزى سخت سنگ مانند به اندازهء دانهء نخود يا تگرگ بيرون آيد كه عبارت از خلط غليظ است و از حرارت زياد سخت شده است .
اسكندر و پولس اين تگرگ مانند سنگآسا را ديدهاند و پولس گويد « ديدم كه چنين چيزى با تف كردنى همراه بود » . ما خودمان هم ديدهايم .
سرفهء لجوج و دستبرندار . اكثرا به خون از راه دهان برآمدن مىانجامد .
سرفه در زمستان و در بهار زمستانى زياد است و ممكن است در بهار ميانه در گرما و سرما هم زياد باشد .
وزش باد شمالى سرفهء زياد به بار آرد .
اگر تابستان شمالى و كمبارش و پاييز جنوبى و پربارش باشد ، در زمستان آن سال سرفه زياد است .
نشانهها : علامت سرفهء سرد :
1 - تا سردى زياد باشد سرفه فزونى يابد و هرچند سرما كاهش يابد از سرفه نيز مىكاهد و در گرما اندك است .
2 - رنگ رخساره در سرفهء سرد به رنگ سرب درمىآيد .
3 - تشنگى كم است .
4 - اگر همراه سرفهء سرد نزله هم باشد ، سرفهكننده احساس مىكند كه چيزى از بالا به سوى سينه مىريزد و از گلو مىگذرد ، و هرگاه ماده را از راه نفس به بينى بركشد اين احساس اندك مىشود و آنچه با نزله آمده است به وسيلهء سرفهء نرم كه براى سينه صاف كردن است به گلو مىريزد .