آورد كه عبارت است از تف كردن كبره ، يا تف كردن چرك زخم ، يا تف كردن پارههايى از قصبه . و اگر سرفه بعد از ريزش كردن مواد نزلههاى خورنده آيد ، يا سرفه در دنبال خون تف كردن باشد يا سرفه از اثر ورمها باشد .
اگر سرفه خشك باشد ، بايد بدانى كه اكثرا از آن است كه نيروى رانندهء مادهء سرفه ناتوان است و از عهدهء بيرون راندن ماده برنمىآيد . كه اين بحث را در باب ويژهاى ياد مىگيرى !
سرفهاى كه از شراكت اندامان ديگر با ريه مىباشد از اين قرار است :
علامت آنچه معده در آن سهيم است ؛ كه آن را از تشخيص دادن بيمارى معده مىتوان شناخت .
آيا بيمارى معده از پرى است يا از گرسنگى ، يا از نوع غذاها بيمار شده است ؟ سرفه برحسب حال معده در فزونى و كاهش است . اما اكثرا در چنين حالتى هرگاه معده پر باشد ، سرفه برانگيخته مىشود و در وقت هضم خوراك سرفه فزونى مىيابد .
اگر سرفه از مشاركت كبد با ريه است ، علامتهاى چگونگى كبد خود رهنماى آن هستند .
اگر ورم گرم سبب سرفه شده است ، حتما تب همراه دارد .
اگر ورم گرم نيست حتما احساس سنگينى مىشود .
علاوه بر اين علامات ، بقيهء علاماتى را راهنما قرار داده كه آنها را خودت مىدانى !
و اين را بدان ! كه حرارت دارو يا هر چيز ديگر ، ماده را رقيق مىكند كه براى بيرون آمدن آمادگى داشته باشد .
اما اگر حرارت زياد از حد بود و بسيار شديد ، ماده را مىخشكاند و نتوان از راه دهان آن را بيرون راند .
حكايت چيزهاى سرد هم تا حدى شبيه به چيزهاى گرم است ، داروى سردى مانند : خشخاش ، آش حريره « 1 » ، ماده را گرد هم آورد و آماده مىسازد كه بيرون رود ، اما اگر زياد بخورند ماده را مىبندند .
شربت حسل اگر منظور از نوشيدنش زدودن مادهء غليظ سرفهآور باشد ، بهترين زداينده است . اما اگر مادهء سرفهآور آبكى و رقيق است ، كارى از شربت حسل برنمىآيد .
اگر تف كردن نه رقيق است و نه غليظ ( يعنى ميانهء رقيق و غليظ است ) ؛ بايد بدانى كه سبب سرفه زبرى سينه است و آن را با انگشتپيچها مداوا كن !
گاهى شخص تبدار در اثناى تب شروع به سرفه كردن مىكند . كارى كن كه سرفه آرام گردد ؛ چه اگر آرام نشود تب برمىگردد و از نو شروع مىشود .
دارو يا خوراكيهاى بسيار گيرنده ، گدار ماده را كه بايد با تف برآيد تنگ مىنمايند .
آب جو بهترين گردآورندهء مادهء تف كردنى است .
هامش
( 1 ) - حريره : آش آرد و روغن ، يا آرد و شير ( المنجد ) . حريره : حلوا از آرد و مغز بادام و برنج و شكر . معين ) .