زبرىبخش باشد ، زيرا خشكى مزاج به بار آرند .
ممكن است سبب غلظت صدا زياد جيغ كشيدن و فرياد زدن باشد ، كه از فرياد و جيغ ، پردهء پوشندهء گلو و حنجره نمناك مىشود .
- اگر صداى پيران به غلظت انجاميد ، علاجى ندارد .
- اگر بعد از تابستان شمالى و خشك ، پاييز جنوبى و پربارش باشد ، مبتلا شدن به زمختى صدا زياد است . اما اگر تابستان و پاييز از حيث هوا و بارش جابهجا شوند يعنى تابستان جنوبى و پربارش و پاييزش شمالى و خشك باشد اكثرا به نفع صداست و صدا اصلاح مىشود .
و بدان ! كه تازه از بيمارى برخاستگان ، كسانى كه تن ناتوان دارند و كسانى كه پژمرده و زبونند و به تن ناتوانان مىمانند و در واقع كمنيرو هستند ، تو پندارى كه از به مصرف رسانيدن هواى زياد درماندهاند ، حنجره را در تنگنا مىگذارند و فشار مىآورند كه صداى تيز ( حاد ) بيرون دهند .
چنين ناتوانانى كه كوشش مىكنند حنجره را گشادتر كنند و صدا را سنگين گردانند طورى مىشوند كه اصلا صداشان شنيده نمىشود .
علاج منقطع شدن صدا :
اگر سبب قطع شدن صدا سوء مزاج واقع در ماهيچههاست ، يا سبب آسيبى است كه ماهيچههاى صداساز را دربرگرفته است ، علاج آنها را قبلا بيان كردهايم و ياد گرفتهاى !
كسى كه احساس كرد صدايش دارد قطع مىشود ، حتما بايد علاج واقعه را قبل از وقوع كند و فرصت ندهد كه علّت قوىتر گردد . دستور معالجه به شرح زير است :
نسخه : زردهء تخممرغ در آب پخته ، كنجد پوستكنده ، شير حيوان ، در مدت سه روز هر روزه يك قاشق ( يك درهم ) ، از هريك از آنها با آب تناول نمايد ؛ و بايد انار شيرين صاف پوست را در زير خاكستر گرم بكفاند ، همينكه انار در زير خاكستر گرم نرم شد ، طرف بالايى انار را بركند ، با چوبكى محتواى آن را به هم زند و در ظرفى بريزد ، كمى شكراب در آن قاطى كند و بنوشد .
اگر بريدگى صدا انگيزهاش مادهء رطوبى در ماهيچههاى نزديك حنجره است ، يا حنجره بيش از حد معمول فروهشته است و با اينهمه درد و آزارى حس نمىشود اما صدا تا اندازهاى ناصاف و سنگين مىشود بايد داروى زير را استعمال كند :
نسخه : انجير خشك با پونه پخته شود ، صمغ عربى را بسايند و با آب انجير و پونه بياميزند تا مانند عسل به قوام آيد ، انگشتپيچ كنند و بليسند .
نسخهء ديگر : مرّ ، زعفران در آب انگور منعقد شده ، انگشتپيچ سازند و بليسند .
نسخهء ديگر : زعفران سه درهم و نيم ، رب شيرينبيان و كندر هريك يك درهم با مرباى انگور ، يا با عسل مخلوط كنند و بليسند .
نسخهء ديگر : زعفران يك جزء ، انگژده نيم جزء ، عسل سه جزء ، باهم بجوشند تا منعقد مىشود ، حب از آن سازند و زير زبان گذارند .