1 - سوء مزاج ساده و تنها بدون ماده .
2 - سوء مزاج همراه ماده .
3 - ريزش مادهء نزلهاى به حنجره .
4 - از بين رفتن تكعصب .
5 - بريدگى در عصب .
6 - ورم .
7 - درد و آزار .
8 - ضربت خوردن .
9 - بر زمين افتادن .
همچنين سبب آسيب ديدن صدا چندين احتمال دارد :
1 - آسيب در خود ابزار صدا آفرين است .
2 - آسيب از شراكت منشأى باشد ، كه عصبهاى پراكنده در ماهيچههاى صداساز به آن نزديكند .
3 - آسيب از شراكت منشأى باشد ، كه دور از عصبهاى پراكنده در ماهيچههاى صداآفرين مىباشد ، كه منظورم مثلا مغز است .
4 - اندامان همسايهء ابزار صداساز آسيب ديدهاند و آنها را در اين آسيب شركت دادهاند .
اندامان همسايه عبارتند از :
الف - اندامان تغذيه .
ب - اندامان نفسكش .
ج - اندامانى كه فراگيرندهء تغذيه و اندامان نفسكش هستند ، كه عبارتند از : شكم ، سينه ، آنچه با شكم و سينه پيوند محكم دارد ، مانند مهرهء پشت .
5 - يا كام آسيبديده و اندامان صداساز را شريك خود گردانيده است ؛ كه هرگاه كام به سوى رطوبت غير عادى يا خشكى خارج از معمول يا زبرى فوق العاده گرايش پيدا كرد ، صدا نيز دگرگون مىشود .
6 - بريده شدن زبان كوچكه و لوزتين ، كه در چنين حالتى اگر انسان بخواهد صدا بيرون دهد احساس مىكند كه او را غلغلك مىدهند . غلغلك چنان قوى است كه ناچار است صداى صاف كردن سينه را ( تنحنح ) سر دهد . يا اينكه در هر فرياد كشيدنى گلو بند آيد .
7 - منشأ آسيبديدگى صدا ، فرستندهء صدا باشد كه آسيب ديده است و فرستندهء صدا را گفتيم كه ريه مىباشد . هرگاه ريه با گرمى شديد برخورد يا سردى بر آن تأثير گذاشت ، يا رطوبت ريه از اعتدال خارج شد ، يا از سوى ورمها چرك آمد و به ريه ريخت ، يا نزلهها از بالا به ريه سرازير شدند ، يا ريه به خشكيدگى مبتلا آمد ، صدا تغيير مىيابد كه تفصيل آن از اين قرار است :
- از حرارت ريه ، صدا كلفت و بزرگ شود .
قانون ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤١٩