راست نيست ، لازم بود كه در طرف راست ريه ، زياديهايى باشند كه زيرانداز رگها شوند و به زيرانداز نياز داشتند ، كه چنين هم شده است .
غشايى پىآلود ، پوشش ريه شده است تا واجب خود را انجام دهد ، كه اين را ياد گرفتهاى !
ريه خودبهخود زيراندازى براى قلب شده است كه براى قلب فرشى است نرم و از قلب نگهدارى مىكند .
سينه :
داراى دو تجويف است ؛ غشايى است كه آنها را به دو بخش كرده است و آن غشاء از برابر نيمهء استخوان سينه ( قص ) منشأ دارد .
هيچيك از اين دو تجويف منفذى به يكديگر ندارند و اگر راست خواهى ! همين غشاء تقسيم كنندهء دو تجويف نامبرده ، يك غشاء نيست بلكه دو غشاء است ، كه از عقب به مهرههاى پشت و از بالا به جاى به هم رسيدن دو استخوان چنبر پيوسته است .
اين دو غشاء براى اين آفريده شدهاند كه دو آستر سينه باشند اگر به يكى از آنها آسيبى رسيد ديگرى كار نفس كشيدن را روبهراه كند .
و همين غشاء است كه مرى و ريه و اندامان سينه را به هم پيوند داده است .
حجاب :
چگونگى شكل و بهرهرسانى حجاب را در تشريح ماهيچهها بيان كرديم كه در حقيقت حجاب يكى از ماهيچههاست و از سه لايه تشكيل شده است ، لايهء ميانه در حقيقت وترى است كه انجام دادن كارهاى غشاء به عهدهء اوست .
لايهء بالايى شالوده مانندى است و زيربناى غشاهاى سينه است و آسترى براى سينه است .
لايهء زيرين براى غشاهاى « صفاق » ( پردهء نازك و پوشش روده و شكم ) همانند لايهء بالايى منشأ است .
حجاب داراى دو سوراخ است ، مرى و شريان بزرگ از سوراخ بزرگ حجاب مىگذرند ، سوراخ ديگر كه كوچك است گدار وريد « ابهر » است ( رگ جان - رگ پشت كه به قلب پيوسته است ) و با اين وريد جوش خورده و به هم چنگ اندر زدهاند .
فصل دوم چگونگى مزاج ريه و چارهجويى
اگر سوء مزاج ريه از گرمى بود ، نشانههايى دارد از اين قرار :
گشادى سينه ، بلندى نفس كه شايد دوچندان نفس معمولى گردد ، صدا همراه نفس ، سنگينى