حنجره :
حنجره ابزارى است براى تكميل شدن صدا و بند آوردن نفس كه جرم شبيه زبانهء سرنا در داخل آن قرار دارد . و چنانكه ذكر شد اين زبانه در برابر سق قرار گرفته و زبانهء سرنا گفته مىشود و به وسيلهء آن است كه صدا تكوين مىيابد . در حالت بلعيدن لقمه ، مرى به سوى پايين مىگرايد و لقمه را به سوى خود مىكشد ، در آن هنگام حنجره به حالت برهم آمدگى رو به بالا بلند مىشود و برخى از كركركهايش به هم تكيه مىدهند و در نتيجه غشاء و ماهيچه كشيده مىشوند . همينكه خوراك به گدار مرى رسيد ، دهانهء قصبه و حنجره از طرف بالا به كام مىچسبند و چيزى كه بايد به مرى راه يابد به حنجره و قصبه راه ندارد .
خوراك يا نوشيدنى بدون اينكه چيزى از آنها به قصبه وارد شود از راه مرى مىگذرند مگر اين كه در بلعيدن شتاب غير عادى به خرج داده شود ، كه آنگاه طبيعت به وسيلهء سرفه آن را بيرون مىدهد .
در كتاب اول قانون ، تشريح كركركها و ماهيچههاى حنجره را بيان نمودهايم .
ريه :
از چند جزء تشكيل شده است :
1 - شاخه رگهاى قصبه .
2 - شاخه رگهاى شريان وريدى .
3 - شاخه رگهاى وريد شريانى .
كه همهء آنها به وسيلهء گوشتى سست و متخلخل هوايى كه از رقيقترين و لطيفترين خون آفريده شده است به هم پيونده داده شدهاند ؛ و ريه از همين خون تغذيه مىنمايد .
ريه داراى منفذهاى بسيار است ، رنگش به سپيدى مايل است و بهويژه ريهاى كه در آفريده شدن بىكموكاستى است .
چرا متخلخل است ؟
تا براى دربرگيرى هوا گشادگى كافى داشته باشد و هوا در آن بپزد و بتواند چيزهاى زائد را از خود دور سازد . ريه براى هوا چنان است كه كبد براى غذا .
ريه دو قسمت دارد : يكى بهطرف راست و ديگرى بهطرف چپ . قسمت چپ داراى دو بخش است و قسمت راست سه بخش .
بركشيدن هوا به عهدهء ريه مىباشد ، ريه عهدهدار است كه هواى بايستهء قلب را آماده و ذخيره كند ، زيرا قلب هرچند از هر تپش مقدارى هوا دريافت مىنمايد باز نياز به هواى اضافى دارد كه تأمين اين هواى اضافى به عهدهء ريه مىباشد .
در اين هواى آماده و ذخيره شده براى قلب بهرهء ديگرى نيز هست ، جاندارى كه در آب غوطه مىخورد يا بدون انقطاع فرياد مىكشد و نمىتواند نفس را تازه كند ، يا اينكه به سبب گنديدن هوا