گفتار اول صدا و نفس
فصل يكم تشريح حنجره و قصبه و ريه
قصبهء ريه اندامى است مركب از كركركهاى زياد دايره مانند و اجزاء دايره مانند ، كه باهم پيوستهاند . هرآنچه در قسمت عقبى گدار خوراك قرار دارد كه آن را مرى مىناميم ، دايره مانند كامل نيست و نزديك به شكل نيم دايره است . و پارچههاى آن به سوى مرى آمدهاند و با مرى تماس دارند ، آن قسمتى كه از قصبه به مرى مىپيوندد كركركى نيست ، بلكه گوهر كركركى است كه در جلو قصبه است و اين قسمت جلوى است كه با مرى در تماس است .
اين كركركها به وسيلهء زردپيها پيچيده شدهاند و غشايى آنها را پوشيده است .
و بر كليهء آنها در داخل غشايى صاف و مايل به خشكى و تا اندازهاى سفتى گستريده است .
همچنين از رويه و بر سر قسمت بالايى قصبه در جايى كه به دهان و حنجره سر مىزند ، زير پوشش غشايى قرار گرفتهاند .
طرف پايينى قصبه نخست به دو قسمت تقسيم مىشود ، و سپس چندين بخش از آن جدا مىگردد و در ريه نفوذ كرده و در همسايگى ، رگهاى تپنده و ساكن در جريان مىباشند و توزيع مىشوند تا به دهانهء بسيار تنگ - تنگتر از رگهاى همجوارش مىرسند و آنها را همراهى مىكنند .
چرا قصبه كركركى است ؟
1 - آمادهء بادكردگى داشته باشد .
2 - چندان نرم نباشد كه برهم آيد و برهم چسبد و سختى كركركى نگهدارش باشد زيرا در قسمت جلو قرار دارد و بيشتر در معرض آسيب است .
3 - سفتى قصبه - كه كركركى است - سبب پيدايش صدا يا كمك كنندهء صدا باشد .
چرا قصبه از كركركهاى زياد تركيب يافته و چرا با غشاء پيوستگى دارد ؟
1 - تا بتواند كشيده شود و جمع گردد .