تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
اما فرمان‌هائى كه او در كارهاى دينى داد ، بايد آن فرمانها را مىداد . زيرا هنگامى بايد به آنچه فرمان‌دادنى است ، فرمان بدهد ، و چيزى را كه درست است آشكار كند ، كه ترس از زيان و تباهى نداشته باشد ، و از كسى كه آنچه را راست است ، آشكار مىكند ، بازخواست نكنند ، و از كسى بازخواست كنند ، كه از آشكار كردن آن دست باز مىدارد ، و پوشيده‌اش مىدارد . اما فرمانهاى آن گروه را كه پابرجا شمرد ، هنگامى بود كه كار پيشوائى به خود او بازگشت كرده بود ، و براى اين كه هميشه از زيان پرهيز كرده باشد ، و چون از پيدا شدن تباهى در كارهاى دينى مىترسيد ، آن فرمان‌ها را پابرجا نگهداشت . زيرا بيشتر كسانى كه دست فرمانبردارى به او دادند ، پيشوا بودن كسانى را كه پيش از او كار در دست داشتند ، باور كرده بودند ، و پيشوا شدن خود او را به بر گزينش مردم درست مىدانستند ؛ آنچنان كه پيشوا بودن كسان پيش از او را هم ، به برگزينش مردم مىدانستند ، و كسى كه چنين انديشه‌هائى در سر داشته باشد ، به هيچ روى نمىتواند ، بر آن گونه كه به پيشوا بودن آنان زيان برسد ، سخنى ناسازگار با آنچه گفتند برايشان آشكار گرداند ؛ و چنانچه او فرمان‌هائى را كه آنان داده بودند ، ناديده مىگرفت ، به پيشوا بودن آنان زيان مىرسانيد ، و در جاهائى كه به جز آنچه آنان فرمان داده بودند ، فرمان داد ، براى اين بود كه مىدانست ، ترسى در اين كار نيست ، و به آن جا نمىرسد ، كه آنان را ستمكار ، يا گنهكار وا نموده باشد . و درستى اين سخن ، از گزارشاتى كه ديده شد ، دانسته مىشود . و براى همين بود ، هنگامى كه داورانش از او پرسيدند ، به چه چيزهائى داورى كنيم ، به آنان فرمود ، به همان چيزهائى كه پيش از اين ، داورى مىكرديد ، اكنون هم داورى كنيد ، تا مردم يك گروه باشند . و يا گفت : من آنچنان كه يارانم مردند ، خواهم مرد . يعنى كسانى از يارانش ، كه پيش از او مردند . فدك را هم از همان روى كه گفتيم : مىترسيد ستمكار دانستن آن گروه را برساند ، به كسانى كه سزاوارش بودند ، باز پس نداد ؛ و از اين كار روى گردانيد . بالاتر از آن ، چون خود او و كسانى كه كارشان به دست خود او بود ، سزاوار