نادرست است . و ناليدن تنهء درخت ، نمىشود براى بودن رخنههائى در آن باشد ؛ زيرا اگر چنين مىبود ، با اين كه ديدنى بود ، بايد از آن آگاهى يافته باشند ، و با در برگرفتن آن نبايد ، خاموش گردد . و به پاكى ياد كردن سنگريزهها خداوند را ، و سخن گفتن دست گوسفند ، ناگزير چشمدزدى نخواهد بود .
و گفتهاند : شنيده شدن ، سخن از دست گوسفند ، به يكى از دو روى مىشود ؛ يكى اين كه خداوند برتر از همه چيز ، دست گوسفند را به ساختمان جسم زندهء كوچكى درآورده باشد و اندام گفتن ، و جدا از هم شناختن چيزها را ، برايش نهاده باشد ، و از اين روى ، به آنچه شنيده شد ، سخن گفت ؛ راه ديگر اين است ، كه خداوند برتر از همه چيز ، سخنى در آن آفريد ، كه از آن سوى شنيده شد ؛ و به مجاز گفتند از دست گوسفند است . و سخن كسى كه مىگويد ، اگر ماه از هم شكافته شده بود ، بايد همهء مردم آن را ديده باشند ، پذيرفته نيست ؛ زيرا مىشود كه مردم در آن زمان سرگرم كار بودهاند ، يا چون شب بوده است ، پيش نيامده كه بدان بنگرند ؛ زيرا پس از شكافته شدن ، ساعتى بيش بر آن گونه نماند ؛ و پس از آن به هم پيوست .
و نيز مىشود ، در آن هنگام ، ابر ميان كسانى كه آن را نديدهاند ، بوده است ؛ و براى همين پارهاى از مردم ، آن را نديدهاند .
با ستايش خداوند و نيك كارسازى او ، بخش سوم به پايان رسيد و بخش چهارم در پى مىآيد و سخن در آن از امامت است .
درود خداوند ، بر پيمبرش محمد و بر خاندان پاكش باد ، خداوند ما را بس است و او خوب تكيهگاهى است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 764
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٦٤