تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
خواهيم گفت : در بسيارى از اين معجزها تيزدستى و چشم‌دزدى يافت‌شدنى نيست مانند شكافته شدن ماه و خواستار شدن باران و خورانيدن مردم بسيار از غذاى كم و بيرون شدن آب از ميان انگشتان پيمبر و آگهى دادن از كارهاى پوشيده پيش از آن كه پديد آيند و آمدن درخت به سوى او و بازگشتن آن به جاى خود ، در هيچ يك اينها چشم‌دزدى و تيزدستى درست نمىشود ، و چشم‌دزدى و تيزدستى در جسم‌هاى سبك كه با برخود هموار كردن دشوارى و يك جا به كار بردن نيرو براى از جاى جستن و جز آن جسمى را از جايى به جايى ببرند درست مىآيد ، و در درخت درست شدنى نمىباشد ، زيرا اگر اين كارها انجام شده بود مىبايست مردم آن را ديده باشند . پس اگر بگويند : روا دانسته‌اند جسمى باشد كه درخت را به خود بربايد ، آنچنان كه از وجود سنگى آگاهى به دست آمده است كه آهن را به سوى خود مىربايد . گفته خواهد شد ، اگر چنين باشد با گذشت روزگار بسيار مىبايست از آن آگهى به دست آمده باشد ، و بر يافتن اين راز نهانى پيروز گرديده باشند ، آنچنان كه بر آگهى يافتن از سنگ مغناطيس ، دست يافته‌اند ، تا كه هركسى از آن آگاه شده باشد . و اگر آنچه گفتند شدنى باشد ، مىبايست ، بتوان گفت ، سنگى هست ، كه ستارگان را به سوى خود مىكشاند و كوهها را از جاى مىكند ، و هرگاه به مرده‌اى نزديك شود ، زنده مىگردد . و بدان مىكشد ، كه هيچ چيز را نتوان باور كرد ، و به پذيرفتن نادانىها مىكشد . و براى دشمنان دين ، و كسانى كه با مسلمانى ناسازگارند ، راهى خواهد بود ، كه بر دين خورده‌گيرى كنند ؛ زيرا آنان به اين گونه سخنان نياز بيشتر دارند ، و آن را دوست‌تر دارند . و به همين گونه گفتن اين كه بيرون آمدن آب از ميان انگشتان پيمبر ، با نيروى جسمانى يا چشم‌دزدى بوده است ، اگر درست باشد ، مىبايست ، در كنده شدن كوهها و ربوده شدن ستارگان و زنده شدن مردگان نيز همين را روا بدانند ؛ و چنين چيزى